[[{"content_id":435950,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"12 اردیبهشت ،روز گرامیداشت مقام استاد وشهادت مظلومانه شهید مطهری گرامی باد.","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"جلوه&rlm;&zwnj;های معلمی استاد مطهری :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد :\r\n\r\n&nbsp;- ویژگی علمی؛\r\n\r\n&nbsp;ویژگی اخلاقی -\r\n\r\nویژگیهای &laquo;علمی&raquo; و &laquo;اخلاقی&raquo; هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداری توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است :\r\n\r\nبدین منظور، بر آن شدیم تا &laquo;روش تدریس شهید مطهری رحمه&rlm; الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته&rlm; هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای &laquo;علمی&raquo; و &laquo;اخلاقی&raquo; آن استاد شهید در هنگام تدریسهایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه&rlm;السلام و توجهات کوثر قرآن علیهاالسلام، این نکته &rlm;ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید.\r\n\r\nآنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می&rlm;گذشتند و نکته&rlm; ای در آن نمی&rlm; یافتند، استاد با دقتی حیرت&rlm; انگیز مورد کنکاش قرار می&rlm;داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می&rlm;ساخت.\r\n\r\nشایان توجه است که تمامی این نکته&rlm; ها از کتاب &laquo;جلوه&rlm; های معلمی استاد مطهری&raquo; برگرفته شده&rlm; اند، اما گزینش، دسته بندی، عنوان گذاری و انتخاب اشعار متناسب با برخی از این نکته &rlm;ها، از سوی نگارنده این نکته&rlm; هاست که پیشاپیش، از نگارنده آن کتاب تشکر و قدردانی می&rlm;کند و دست به دعا بر می&rlm;دارد و به خدای خویش عرضه می&rlm;دارد:\r\n\r\nگر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مصلحی تو ای تو سلطان سخُن \r\n\r\nالف. ویژگیهای علمی و روشی\r\n\r\nهنر تشریح مطالب\r\n\r\nیکی از استادان حوزه علمیه قم می&rlm;گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه&rlm;الله پس از اینکه روی آیه&rlm;ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه&rlm; الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می&rlm;کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه&rlm; الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه &rlm;الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می&rlm;دانستم چیزی هدر نمی&rlm;رود. و در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می&rlm;شد.(1\r\n\r\nاحاطه علمی\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه &rlm;الله می&rlm;گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم&rlm;تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.(2)\r\n\r\nپختگی علمی\r\n\r\nیکی از دوستان شهید مطهری رحمه&rlm;الله می&rlm;گوید: استاد کم حرف می&rlm;زد ولی پخته حرف می&rlm;زد.(3)\r\n\r\nکم گوی و گزیده گوی چون دُر &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تا ز اندک تو جهان شود پُر \r\n\r\nو یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه &rlm;الله می&rlm;گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله &rlm;ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله &rlm;ای طرح نمی&rlm;شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی&rlm;شد.(4)\r\n\r\nجذب با مطلب\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه &rlm;الله می&rlm;گوید: یکی از مهم&rlm;ترین تفاوتهایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با &laquo;مطلب&raquo; جذب می&rlm;کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می&rlm;گذرد.(5)\r\n\r\nدرس استاد به گونه&rlm; ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می&rlm;نشست، تمامی وجود استاد را می&rlm;پذیرفت.(6)\r\n\r\nپیش مطالعه\r\n\r\nایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می&rlm;داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7)\r\n\r\nنو بودن مطالب\r\n\r\nدرس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می&rlm;کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می&rlm;خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می&rlm;کردند مطالعه می&rlm;کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می&rlm;کردند، مخصوصا به اندیشه &rlm;های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می&rlm;ساخت.(8)\r\n\r\nهر که ز آموختن ندارد ننگ&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ \r\n\r\nآنکه دانش نباشدش روزی &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ننگ دارد زدانش آموزی \r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; (نظامی)\r\n\r\nجهت دار بودن\r\n\r\nدرس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می&rlm;فهمید که این بحث به چه درد می&rlm;خورد.(9)\r\n\r\nتاریخچه بحث\r\n\r\nایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می&rlm;کردند. با احاطه&rlm;ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می&rlm;کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می&rlm;دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.(10)\r\n\r\nتوضیح مقدمات\r\n\r\nاستاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می&rlm;داد و مشخص می&rlm;کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می&rlm;شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می&rlm;کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می&rlm;شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.(11)\r\n\r\nطرز فکر صحیح\r\n\r\nاز مهم&rlm;ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.(12)\r\n\r\nتا نیک ندانی که سخن عین صواب است&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;باید که به گفتن دهن از هم نگشایی \r\n\r\nدور نشدن از بحث\r\n\r\nمرحوم مطهری رحمه&rlm; الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه &rlm;های زندگی&rlm;اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی&rlm;شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می&rlm;آورد، آن را به گونه&rlm;ای انتخاب می&rlm;کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی&rlm;کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می&rlm;کرد.(13)\r\n\r\nتنظیم درس\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه &rlm;الله می&rlm;گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.(14)\r\n\r\nسخن را سراست ای خردمند و بُن &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; میاور سخُن در میان سخُن \r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشناخت حد و مرز درس\r\n\r\nایشان در تدریس از موضوع خارج نمی&rlm;شدند، از خط بحث بیرون نمی&rlm;رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می&rlm;شناختند. یک مطلب را می&rlm;گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می&rlm;کردند.(15)\r\n\r\nمدیریت علمی\r\n\r\nایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.(16)\r\n\r\nپاسخ به سؤالات\r\n\r\nاستاد اهل بحث بود. در کلاس درس از اشکال و سؤال شاگرد استقبال می&rlm;کرد. هیچ وقت نمی&rlm;شد که بخواهد با هیمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوی سؤال و اشکال را گرفته یا آن را متوقف کند، بلکه به عکس پا به پای شاگرد یا صاحب اشکال جلو می&rlm;رفت. گاهی می&rlm;شد که در یک جلسه درس حدود 31 یا بیشتر از وقت به رفع اشکال و گفتن پاسخ می&rlm;گذشت.(17)\r\n\r\nاستاد در مواقعی که می&rlm;دید سؤال کننده هدفش از اشکال به غیر از جنبه&rlm; های علمی و به دست آوردن مطلب است، و یا خیلی پرت سخن می&rlm;گوید، و یا در مواردی اشکال خیلی خارج از بحث است و اشکال کننده هم دست بردار نیست، در این موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتی همچون &laquo;حالا ببینیم&raquo; و سپس با لحن محکم&rlm;تری چون &laquo;این مربوط نیست&raquo; و &laquo;نخیر آقا&raquo; و... بحث را به دست می&rlm;گرفتند، ولی روحیه کلی ایشان استقبال از سؤال بود.(18)\r\n\r\nژرف نگری\r\n\r\nمرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته سنج و تحلیل&rlm;گر بود.\r\n\r\nآنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می&rlm;گذشتند و نکته&rlm;ای در آن نمی&rlm; یافتند، استاد با دقتی حیرت&rlm; انگیز مورد کنکاش قرار می&rlm;داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می&rlm;ساخت.(19)\r\n\r\nسخندان پرورده، پیر کهن &nbsp;بیندیشد آنگه بگوید سخن \r\n\r\nمزن بی تأمل به گفتار دم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;نکو گوی اگر دیر گویی چه غم \r\n\r\nبیندیش و آنگه برآور نفس&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;وز آن پیش بس کن که گویند بس \r\n\r\nبه نطق آدمی بهتر است از دواب&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;دواب از تو به،&zwnj;گر نگویی صواب \r\n\r\nتدریس دلنشین\r\n\r\nمرحوم مطهری علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر بیش از پیش سبب گرمی محضر ایشان می&rlm;شد.(20)\r\n\r\nمرور مطالب قبلی\r\n\r\nایشان مقیّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلی بحث را که قبلاً مطرح شده بود یادآوری کنند. این خود باعث می&rlm;شد که ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشنی از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصویر گردد، و این سبب بهره دهی بیشتر و بهتر درس ایشان می&rlm;شد.(21)\r\n\r\nعلامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه &rlm;الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می&rlm;دانستم چیزی هدر نمی&rlm;رود. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می&rlm;شد\r\n\r\nبیان مسائل کاربردی و نو\r\n\r\nآن مرحوم مقیّد بود به اینکه ارتباط مسائل و مباحثی را که تدریس می&rlm;کرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح کاربرد مطلبی را که می&rlm;آموزد به خوبی مشخص نماید. همین امر سبب شده بود تا درسهای او سر زندگی و جذابیت خاصی پیدا کند و از صورت درسهای خشک و بحثهای مجرد بیرون آید.(22)\r\n\r\nایشان همیشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتی از کلاس ایشان بیرون می&rlm;آمد، برای خودش تعدادی از مسائل نو گیر می&rlm;آورد که بتواند پیگیری کند.(23)\r\n\r\nبیانهای گوناگون\r\n\r\nیکی از شاگردان استاد مطهری رحمه &rlm;الله می&rlm;گوید: ایشان سعی می&rlm;کردند خیلی آسان و بی تکلّف بهترین طرح و توجیه را در مطالب ـ که بسیاری از آنها جنبه ابتکاری داشت ـ بیان دارند. از این رو گاه بیانی را که خود در یک موضوع عنوان کرده بودند نمی&rlm; پسندیدند و از نو بیان دیگری را ارائه می&rlm;دادند. از جمله به خاطر دارم که در درس عقاید (ایدئولوژی اسلامی) یک بار صریحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بیان کردم رها کنید، و مطلب را به گونه&rlm;ای که اکنون می&rlm;گویم به خاطر بسپارید.\r\n\r\n(24) ...\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nپی نوشت ها:\r\n\r\n1. جلوه&rlm;های معلّمی استاد مطهری، ص72.\r\n\r\n2. همان، ص99.\r\n\r\n3. همان، ص88.\r\n\r\n4. همان، ص54.\r\n\r\n5. همان، ص56.\r\n\r\n6. همان، ص54.\r\n\r\n7. همان، ص112.\r\n\r\n8. همان، ص97 ـ 98.\r\n\r\n9. همان، ص98.\r\n\r\n10. همان، ص96.\r\n\r\n11. همان، ص68.\r\n\r\n12. همان، ص172.\r\n\r\n13. همان، ص112.\r\n\r\n14. همان، ص96.\r\n\r\n15. همان، ص97.\r\n\r\n16. همان، ص97.\r\n\r\n17. همان، ص169.\r\n\r\n18. همان، ص169.\r\n\r\n19. همان، ص115.\r\n\r\n20. همان، ص112.\r\n\r\n21. همان، ص176.\r\n\r\n22. همان، ص113.\r\n\r\n23. همان، ص100.\r\n\r\n24. همان، ص177.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنبع:\r\n\r\nعبدالرحیم موگهی، مجله &rlm;مبلغان،&zwnj; شماره 65\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">جلوه‏‌های معلمی استاد مطهری :                      <\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">هر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد :<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"> <span dir=\"rtl\">- ویژگی علمی؛<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"> <span dir=\"rtl\">ویژگی اخلاقی<\/span> -<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ویژگیهای «علمی» و «اخلاقی» هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداری توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است :<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">بدین منظور، بر آن شدیم تا «روش تدریس شهید مطهری رحمه‏ الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته‏ هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای «علمی» و «اخلاقی» آن استاد شهید در هنگام تدریسهایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه‏السلام و توجهات کوثر قرآن علیهاالسلام، این نکته ‏ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">آنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می‏گذشتند و نکته‏ ای در آن نمی‏ یافتند، استاد با دقتی حیرت‏ انگیز مورد کنکاش قرار می‏داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می‏ساخت<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">شایان توجه است که تمامی این نکته‏ ها از کتاب «جلوه‏ های معلمی استاد مطهری» برگرفته شده‏ اند، اما گزینش، دسته بندی، عنوان گذاری و انتخاب اشعار متناسب با برخی از این نکته ‏ها، از سوی نگارنده این نکته‏ هاست که پیشاپیش، از نگارنده آن کتاب تشکر و قدردانی می‏کند و دست به دعا بر می‏دارد و به خدای خویش عرضه می‏دارد<\/span>:<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">گر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن                          مصلحی تو ای تو سلطان سخُن <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">الف. <span style=\"background-color:#EE82EE;\">ویژگیهای علمی و روشی<\/span><\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">هنر تشریح مطالب<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">یکی از استادان حوزه علمیه قم می‏گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه‏الله پس از اینکه روی آیه‏ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه‏ الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می‏کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه‏ الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه ‏الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می‏دانستم چیزی هدر نمی‏رود. و در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می‏شد.(1<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">احاطه علمی<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه ‏الله می‏گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم‏تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.(2<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">پختگی علمی<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">یکی از دوستان شهید مطهری رحمه‏الله می‏گوید: استاد کم حرف می‏زد ولی پخته حرف می‏زد.(3<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">کم گوی و گزیده گوی چون دُر                                تا ز اندک تو جهان شود پُر <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">و یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه ‏الله می‏گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله ‏ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله ‏ای طرح نمی‏شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی‏شد.(4<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">جذب با مطلب<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه ‏الله می‏گوید: یکی از مهم‏ترین تفاوتهایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با «مطلب» جذب می‏کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می‏گذرد.(5<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">درس استاد به گونه‏ ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می‏نشست، تمامی وجود استاد را می‏پذیرفت.(6<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">پیش مطالعه<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می‏داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.(7<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">نو بودن مطالب<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">درس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می‏کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می‏خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می‏کردند مطالعه می‏کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می‏کردند، مخصوصا به اندیشه ‏های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می‏ساخت.(8<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">هر که ز آموختن ندارد ننگ                            دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">آنکه دانش نباشدش روزی                                 ننگ دارد زدانش آموزی <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">                                                                                        (<span dir=\"rtl\">نظامی<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">جهت دار بودن<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">درس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می‏فهمید که این بحث به چه درد می‏خورد.(9<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">تاریخچه بحث<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می‏کردند. با احاطه‏ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می‏کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می‏دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.(10<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">توضیح مقدمات<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می‏داد و مشخص می‏کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می‏شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می‏کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می‏شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.(11<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">طرز فکر صحیح<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">از مهم‏ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.(12<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">تا نیک ندانی که سخن عین صواب است                            باید که به گفتن دهن از هم نگشایی <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">دور نشدن از بحث<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">مرحوم مطهری رحمه‏ الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه ‏های زندگی‏اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی‏شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می‏آورد، آن را به گونه‏ای انتخاب می‏کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی‏کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می‏کرد.(13<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">تنظیم درس<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه ‏الله می‏گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.(14<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">سخن را سراست ای خردمند و بُن                                 میاور سخُن در میان سخُن <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">شناخت حد و مرز درس<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ایشان در تدریس از موضوع خارج نمی‏شدند، از خط بحث بیرون نمی‏رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می‏شناختند. یک مطلب را می‏گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می‏کردند.(15<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">مدیریت علمی<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.(16<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">پاسخ به سؤالات<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">استاد اهل بحث بود. در کلاس درس از اشکال و سؤال شاگرد استقبال می‏کرد. هیچ وقت نمی‏شد که بخواهد با هیمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوی سؤال و اشکال را گرفته یا آن را متوقف کند، بلکه به عکس پا به پای شاگرد یا صاحب اشکال جلو می‏رفت. گاهی می‏شد که در یک جلسه درس حدود 31 یا بیشتر از وقت به رفع اشکال و گفتن پاسخ می‏گذشت.(17<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">استاد در مواقعی که می‏دید سؤال کننده هدفش از اشکال به غیر از جنبه‏ های علمی و به دست آوردن مطلب است، و یا خیلی پرت سخن می‏گوید، و یا در مواردی اشکال خیلی خارج از بحث است و اشکال کننده هم دست بردار نیست، در این موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتی همچون «حالا ببینیم» و سپس با لحن محکم‏تری چون «این مربوط نیست» و «نخیر آقا» و... بحث را به دست می‏گرفتند، ولی روحیه کلی ایشان استقبال از سؤال بود.(18<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">ژرف نگری<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">مرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته سنج و تحلیل‏گر بود<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">آنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می‏گذشتند و نکته‏ای در آن نمی‏ یافتند، استاد با دقتی حیرت‏ انگیز مورد کنکاش قرار می‏داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می‏ساخت.(19<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">سخندان پرورده، پیر کهن  بیندیشد آنگه بگوید سخن <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">مزن بی تأمل به گفتار دم                                      نکو گوی اگر دیر گویی چه غم <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">بیندیش و آنگه برآور نفس                                       وز آن پیش بس کن که گویند بس <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">به نطق آدمی بهتر است از دواب                                  دواب از تو به،‌گر نگویی صواب <\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">تدریس دلنشین<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">مرحوم مطهری علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر بیش از پیش سبب گرمی محضر ایشان می‏شد.(20<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">مرور مطالب قبلی<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ایشان مقیّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلی بحث را که قبلاً مطرح شده بود یادآوری کنند. این خود باعث می‏شد که ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشنی از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصویر گردد، و این سبب بهره دهی بیشتر و بهتر درس ایشان می‏شد.(21<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه ‏الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می‏دانستم چیزی هدر نمی‏رود. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می‏شد<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">بیان مسائل کاربردی و نو<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">آن مرحوم مقیّد بود به اینکه ارتباط مسائل و مباحثی را که تدریس می‏کرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح کاربرد مطلبی را که می‏آموزد به خوبی مشخص نماید. همین امر سبب شده بود تا درسهای او سر زندگی و جذابیت خاصی پیدا کند و از صورت درسهای خشک و بحثهای مجرد بیرون آید.(22<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">ایشان همیشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتی از کلاس ایشان بیرون می‏آمد، برای خودش تعدادی از مسائل نو گیر می‏آورد که بتواند پیگیری کند.(23<\/span>)<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">بیانهای گوناگون<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه ‏الله می‏گوید: ایشان سعی می‏کردند خیلی آسان و بی تکلّف بهترین طرح و توجیه را در مطالب ـ که بسیاری از آنها جنبه ابتکاری داشت ـ بیان دارند. از این رو گاه بیانی را که خود در یک موضوع عنوان کرده بودند نمی‏ پسندیدند و از نو بیان دیگری را ارائه می‏دادند. از جمله به خاطر دارم که در درس عقاید (ایدئولوژی اسلامی) یک بار صریحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بیان کردم رها کنید، و مطلب را به گونه‏ای که اکنون می‏گویم به خاطر بسپارید<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">(24)<strong> ...<\/strong><\/p>\n\n<div dir=\"ltr\">\n<hr \/><\/div>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">پی نوشت ها<\/span><\/strong><strong>:<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">1. <span dir=\"rtl\">جلوه‏های معلّمی استاد مطهری، ص72<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">2. <span dir=\"rtl\">همان، ص99<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">3. <span dir=\"rtl\">همان، ص88<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">4. <span dir=\"rtl\">همان، ص54<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">5. <span dir=\"rtl\">همان، ص56<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">6. <span dir=\"rtl\">همان، ص54<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">7. <span dir=\"rtl\">همان، ص112<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">8. <span dir=\"rtl\">همان، ص97 ـ 98<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">9. <span dir=\"rtl\">همان، ص98<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">10. <span dir=\"rtl\">همان، ص96<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">11. <span dir=\"rtl\">همان، ص68<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">12. <span dir=\"rtl\">همان، ص172<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">13. <span dir=\"rtl\">همان، ص112<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">14. <span dir=\"rtl\">همان، ص96<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">15. <span dir=\"rtl\">همان، ص97<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">16. <span dir=\"rtl\">همان، ص97<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">17. <span dir=\"rtl\">همان، ص169<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">18. <span dir=\"rtl\">همان، ص169<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">19. <span dir=\"rtl\">همان، ص115<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">20. <span dir=\"rtl\">همان، ص112<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">21. <span dir=\"rtl\">همان، ص176<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">22. <span dir=\"rtl\">همان، ص113<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">23. <span dir=\"rtl\">همان، ص100<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\">24. <span dir=\"rtl\">همان، ص177<\/span>.<\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"> <\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><strong><span dir=\"rtl\">منبع<\/span><\/strong><strong>:<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"ltr\" style=\"text-align:right;\"><span dir=\"rtl\">عبدالرحیم موگهی، مجله ‏مبلغان،‌ شماره 65<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-04-30 15:34:52","content_date_event":"2016-04-30 15:34:52","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-04-30 15:49:57","content_date_register":"2016-04-30 15:49:57","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15645,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436_112_150.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436_225_300.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436_299_400.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436_449_600.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436_554_740.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436_554_740.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1569080436,"files":{"original":{"url":".\/file\/184\/attach\/201604\/37082_1569080436.jpg","width":554,"height":740,"size":0}}}]}]]