[[{"content_id":439586,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"یک جمله طلایی برای خواندن نماز در اول وقت...","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"هروقت دعوت می شد برای برنامه یا کلاس یا یکی از دوستانش می خواست باهاش قرار بزاره، یه نگاه به تقویمش می کرد و اگر اون زمان وقتش پر بود مودبانه معذرت میخواست: ببخشید تو اون زمان من وقتم پره یا ببخشید من یه قرار ملاقات مهم دارم و &hellip;\r\nیک روز که حسابی از به تعویق انداختن نمازش ناراحت بود از خودش پرسید چرا من تمام برنامه های مهمم رو سرساعتشون انجام می دم اما نمازم رو نه! با اینکه مهم ترین قرار زندگی من با خالقم ساعات اذانه\r\n\r\nحلقه ی گم شده ، یک جمله بود\r\n\r\nاز اون به بعد به هرکس و هر چیز که میخواست تو ساعت نماز اول وقت ، وقتشو بگیره محترمانه می گفت: ببخشید من یک قرار ملاقات خیلی مهم دارم!\r\nوقتی موبایلش وقت نماز زنگ می زد، یا براش پیامک می رسید، بدون اینکه به صفحه اش نگاه کنه آروم همین جمله رو می گفت...\r\nبه تلویزیون وقتی یه برنامه ی جذاب داشت هم همین طور!&nbsp;\r\nحتی کمی مانده به اذان صبح وقتی آلارم گوشیش به صدا در می آمد و او وسوسه می شد که بگه &ldquo;فقط ده دقیقه دیگه بخوابم!&rdquo; با قاطعیت به صاحب اون وسوسه می گفت: نه! من یه قرار خیلی مهم دارم\r\nحالا تمام نمازهاش اول وقت شده بود.","content_html":"<p align=\"justify\">هروقت دعوت می شد برای برنامه یا کلاس یا یکی از دوستانش می خواست باهاش قرار بزاره، یه نگاه به تقویمش می کرد و اگر اون زمان وقتش پر بود مودبانه معذرت میخواست: ببخشید تو اون زمان من وقتم پره یا ببخشید من یه قرار ملاقات مهم دارم و …<br \/>\nیک روز که حسابی از به تعویق انداختن نمازش ناراحت بود از خودش پرسید چرا من تمام برنامه های مهمم رو سرساعتشون انجام می دم اما نمازم رو نه! با اینکه مهم ترین قرار زندگی من با خالقم ساعات اذانه<\/p>\n\n<p align=\"justify\">حلقه ی گم شده ، یک جمله بود<\/p>\n\n<p align=\"justify\">از اون به بعد به هرکس و هر چیز که میخواست تو ساعت نماز اول وقت ، وقتشو بگیره محترمانه می گفت: ببخشید من یک قرار ملاقات خیلی مهم دارم!<br \/>\nوقتی موبایلش وقت نماز زنگ می زد، یا براش پیامک می رسید، بدون اینکه به صفحه اش نگاه کنه آروم همین جمله رو می گفت...<br \/>\nبه تلویزیون وقتی یه برنامه ی جذاب داشت هم همین طور! <br \/>\nحتی کمی مانده به اذان صبح وقتی آلارم گوشیش به صدا در می آمد و او وسوسه می شد که بگه “فقط ده دقیقه دیگه بخوابم!” با قاطعیت به صاحب اون وسوسه می گفت: نه! من یه قرار خیلی مهم دارم<br \/>\nحالا تمام نمازهاش اول وقت شده بود.<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-06-22 00:18:34","content_date_event":"2016-06-22 00:18:34","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-06-22 00:21:52","content_date_register":"2016-06-22 00:21:52","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","300":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","400":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","600":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","900":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","1200":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]