[[{"content_id":440513,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"راز و نیازهای دکتر علی شریعتی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"یا ثارالله یا سیدالشهداء یا اباعبدالله الحسین ادرکنی و اشفع لنا عند الله &hellip;\r\n\r\nدکتر علی شریعتی: اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین(ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، می&zwnj;شود به &laquo;حسین&raquo; ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانه&zwnj;اش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&laquo;حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی&zwnj;شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی&zwnj;دارد و هیچ آفریده&zwnj;ای به پای&nbsp;شباهتمخلوقات او نمی&zwnj;رسد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&hellip;جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی&zwnj;ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست.\r\nپس\r\nهرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛\r\nهرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛\r\nهرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛\r\nو هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛\r\nو اینها همه چیست؟\r\nجز نعمت تمام و کمال و احسان بی&zwnj;پایان تو!؟\r\n&hellip; من کدام یک از نعمت&zwnj;های تو را می&zwnj;توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟\r\n&hellip; خدایا! الطاف خفیه&zwnj;ات و مهربانی&zwnj;های پنهانی&zwnj;ات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست.\r\n&hellip;خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آن&zwnj;سان که انگار می&zwnj;بینمت.\r\nمن را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می&zwnj;کنم.\r\n\r\nخدایا!\r\nمن را با تقوای خودت سعادتمند گردان\r\nو با مرکب نافرمانی&zwnj;ات به وادی شقاوت و بدبختی&zwnj;ام مکشان.\r\nدر قضایت خیرم را بخواه\r\nو قدرت برکاتت را بر من فروریز تا آنجا که تأخیر را در تعجیل&zwnj;های تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم.\r\nآنچه را که پیش می&zwnj;اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند\r\nو آنچه را که بازپس می&zwnj;نهی من را به شکوه و گلایه نکشاند.\r\n&hellip;پروردگار من!\r\n&hellip; من را از هول و هراس&zwnj;های دنیا و غم و اندوه&zwnj;های آخرت، رهایی ببخش\r\nو من را از شر آنان که در زمین ستم می&zwnj;کنند در امان بدار.\r\n\r\n&hellip;خدایا!\r\nبه که واگذارم می&zwnj;کنی؟\r\nبه سوی که می&zwnj;فرستی&zwnj;ام؟\r\nبه سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛\r\nیا به سوی غریبان و غریبه&zwnj;گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟\r\nیا به سوی آنان که ضعف مرا می&zwnj;خواهند و خواری&zwnj;ام را طلب می&zwnj;کنند؟\r\n&hellip; من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.\r\n&hellip;ای توشه و توان سختی&zwnj;هایم!\r\nای همدم تنهایی&zwnj;هایم!\r\nای فریادرس غم&zwnj;ها و غصه&zwnj;هایم!\r\nای ولی نعمت&zwnj;هایم&zwnj;!\r\n&hellip;ای پشت و پناهم در هجوم بی&zwnj;رحم مشکلات!\r\nای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی&zwnj;کسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی&zwnj;انتهای تو!\r\n\r\n&hellip;تو پناهگاه منی؛\r\n\r\nتو کهف منی؛\r\nتو مأمن منی؛\r\nوقتی که راه&zwnj;ها و مذهب&zwnj;ها با همه فراخی&zwnj;شان مرا به عجز می&zwnj;کشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی می&zwnj;کند، و&hellip;\r\n&hellip;اگر نبود رحمت تو، بی&zwnj;تردید من از هلاک&zwnj;شدگان بودم\r\nو اگر نبود محبت تو، بی&zwnj;شک سقوط و نابودی تنها پیش&zwnj;روی من می&zwnj;شد.\r\n\r\n&hellip;ای زنده!\r\nای معنای حیات؛ زمانی که هیچ زنده&zwnj;ای در وجود نبوده است.\r\n&hellip;ای آنکه:\r\nبا خوبی و احسانش خود را به من نشان داد\r\nو من با بدی&zwnj;ها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم.\r\n&hellip;ای آنکه:\r\nدر بیماری خواندمش و شفایم داد؛\r\nدر جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد؛\r\nدر تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید؛\r\nدر غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛\r\nدر فقر خواستمش و غنایم بخشید؛\r\n\r\nمن آنم که بدی کردم من آنم که گناه کردم\r\nمن آنم که به بدی همت گماشتم\r\nمن آنم که در جهالت غوطه&zwnj;ور شدم\r\nمن آنم که غفلت کردم\r\nمن آنم که پیمان بستم و شکستم\r\nمن آنم که بدعهدی کردم &hellip;\r\n\r\nو &hellip; اکنون بازگشته&zwnj;ام.\r\nبازآمده&zwnj;ام با کوله&zwnj;باری از گناه و اقرار به گناه.\r\nپس تو در گذر ای خدای من!\r\nببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمی&zwnj;رساند\r\nای آنکه از طاعت خلایق بی&zwnj;نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارهای خوب توفیق می&zwnj;دهد.\r\n&hellip;معبود من!\r\nاینک من پیش روی توأم و در میان دست&zwnj;های تو.\r\nآقای من!\r\nبال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقیر.\r\nنه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری بطلبم،\r\nنه ریسمانی که بدان بیاویزم\r\nو نه دلیل و برهانی که بدان متوسل شوم.\r\nچه می&zwnj;توانم بکنم؟ وقتی که این کوله&zwnj;بار زشتی و گناه با من است!؟\r\nانکار!؟\r\nچگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کرده&zwnj;ام گواهی می&zwnj;دهند؟\r\n\r\n&hellip;خدای من!\r\nخواندمت، پاسخم گفتی؛\r\nاز تو خواستم، عطایم کردی؛\r\nبه سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛\r\nبه تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛\r\nبه تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛\r\nخدایا!\r\nاز خیمه&zwnj;گاه رحمتت بیرونمان نکن.\r\nاز آستان مهرت نومیدمان مساز.\r\nآرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.\r\nاز درگاه خویشت ما را مران.\r\n\r\n&hellip;خدای من!\r\nاین منم و پستی و فرومایگی&zwnj;ام\r\nو این تویی با بزرگی و کرامتت\r\nاز من این می&zwnj;سزد و از تو آن &hellip;\r\n&hellip;چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی.\r\n&hellip;خدای من!\r\nتو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!\r\nتو چقدر درگذرنده و بخشنده&zwnj;ای با این همه کار بد که من می&zwnj;کنم و این همه زشتی کردار که من دارم.\r\n&hellip;خدای من!\r\nتو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله&zwnj;ای که من از تو گرفته&zwnj;ام.\r\n&hellip;تو که این قدر دلسوز منی! &hellip;\r\n&hellip;خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟\r\nتو کی غایب بوده&zwnj;ای که حضورت نشانه بخواهد؟\r\nتو کی پنهان بوده&zwnj;ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟\r\n&hellip;کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.\r\nکور باد نگاهی که دیده&zwnj;بانی نگاه تو را درنیابد.\r\nبسته باد پنجره&zwnj;ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.\r\nو زیانکار باد سودای بنده&zwnj;ای که از عشق تو نصیب ندارد.\r\n\r\n&hellip;خدای من!\r\nمرا از سیطره ذلتبار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشیند از شک و شرک، رهایی&zwnj;ام بخش.\r\n&hellip;خدای من!\r\nچگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!\r\nچگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه&zwnj;گاه منی!\r\nای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده&zwnj;ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده&hellip;.\r\nیا رب! یا رب! یا رب&raquo;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nیا ثارالله یا سیدالشهداء یا اباعبدالله الحسین ادرکنی و اشفع لنا عند&nbsp;الله &hellip;","content_html":"<p><strong>یا ثارالله یا سیدالشهداء یا اباعبدالله الحسین ادرکنی و اشفع لنا عند الله …<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>دکتر علی شریعتی: اگر به فرض که هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین(ع) نباشد، بعد آدم یک بار دعای عرفه بخواند، می‌شود به «حسین» ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانه‌اش نشود؟ آیا چنین چیزی امکان دارد؟<\/strong><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><strong>«حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی‌شکند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی‌دارد و هیچ آفریده‌ای به پای<a href=\"http:\/\/www.davoodonline.com\/\" rel=\"nofollow\"> شباهت<\/a>مخلوقات او نمی‌رسد.<\/strong><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><strong>…جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی‌ام کنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست.<br \/>\nپس<br \/>\nهرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتی؛<br \/>\nهرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛<br \/>\nهرگاه اطاعتت کردم، قدردانی و تشکر کردی؛<br \/>\nو هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛<br \/>\nو اینها همه چیست؟<br \/>\nجز نعمت تمام و کمال و احسان بی‌پایان تو!؟<br \/>\n… من کدام یک از نعمت‌های تو را می‌توانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟<br \/>\n… خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشکار توست.<br \/>\n…خدایا ! من را آزرمناک خویش قرار ده آن‌سان که انگار می‌بینمت.<br \/>\nمن را آنگونه حیامند کن که گویی حضور عزیزت را احساس می‌کنم.<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>خدایا!<br \/>\nمن را با تقوای خودت سعادتمند گردان<br \/>\nو با مرکب نافرمانی‌ات به وادی شقاوت و بدبختی‌ام مکشان.<br \/>\nدر قضایت خیرم را بخواه<br \/>\nو قدرت برکاتت را بر من فروریز تا آنجا که تأخیر را در تعجیل‌های تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم.<br \/>\nآنچه را که پیش می‌اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند<br \/>\nو آنچه را که بازپس می‌نهی من را به شکوه و گلایه نکشاند.<br \/>\n…پروردگار من!<br \/>\n… من را از هول و هراس‌های دنیا و غم و اندوه‌های آخرت، رهایی ببخش<br \/>\nو من را از شر آنان که در زمین ستم می‌کنند در امان بدار.<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>…خدایا!<br \/>\nبه که واگذارم می‌کنی؟<br \/>\nبه سوی که می‌فرستی‌ام؟<br \/>\nبه سوی آشنایان و نزدیکان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛<br \/>\nیا به سوی غریبان و غریبه‌گان تا گره در ابرو بیافکنند و مرا از خویش برانند؟<br \/>\nیا به سوی آنان که ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌کنند؟<br \/>\n… من به سوی دیگران دست دراز کنم؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من.<br \/>\n…ای توشه و توان سختی‌هایم!<br \/>\nای همدم تنهایی‌هایم!<br \/>\nای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!<br \/>\nای ولی نعمت‌هایم‌!<br \/>\n…ای پشت و پناهم در هجوم بی‌رحم مشکلات!<br \/>\nای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی‌کسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی‌انتهای تو!<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>…تو پناهگاه منی؛<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>تو کهف منی؛<br \/>\nتو مأمن منی؛<br \/>\nوقتی که راه‌ها و مذهب‌ها با همه فراخی‌شان مرا به عجز می‌کشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی می‌کند، و…<br \/>\n…اگر نبود رحمت تو، بی‌تردید من از هلاک‌شدگان بودم<br \/>\nو اگر نبود محبت تو، بی‌شک سقوط و نابودی تنها پیش‌روی من می‌شد.<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>…ای زنده!<br \/>\nای معنای حیات؛ زمانی که هیچ زنده‌ای در وجود نبوده است.<br \/>\n…ای آنکه:<br \/>\nبا خوبی و احسانش خود را به من نشان داد<br \/>\nو من با بدی‌ها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم.<br \/>\n…ای آنکه:<br \/>\nدر بیماری خواندمش و شفایم داد؛<br \/>\nدر جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد؛<br \/>\nدر تنهایی صدایش کردم و جمعیتم بخشید؛<br \/>\nدر غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛<br \/>\nدر فقر خواستمش و غنایم بخشید؛<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>من آنم که بدی کردم من آنم که گناه کردم<br \/>\nمن آنم که به بدی همت گماشتم<br \/>\nمن آنم که در جهالت غوطه‌ور شدم<br \/>\nمن آنم که غفلت کردم<br \/>\nمن آنم که پیمان بستم و شکستم<br \/>\nمن آنم که بدعهدی کردم …<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>و … اکنون بازگشته‌ام.<br \/>\nبازآمده‌ام با کوله‌باری از گناه و اقرار به گناه.<br \/>\nپس تو در گذر ای خدای من!<br \/>\nببخش ای آنکه گناه بندگان به او زیان نمی‌رساند<br \/>\nای آنکه از طاعت خلایق بی‌نیاز است و با یاری و پشتیبانی و رحمتش مردمان را به انجام کارهای خوب توفیق می‌دهد.<br \/>\n…معبود من!<br \/>\nاینک من پیش روی توأم و در میان دست‌های تو.<br \/>\nآقای من!<br \/>\nبال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقیر.<br \/>\nنه عذری دارم که بیاورم نه توانی که یاری بطلبم،<br \/>\nنه ریسمانی که بدان بیاویزم<br \/>\nو نه دلیل و برهانی که بدان متوسل شوم.<br \/>\nچه می‌توانم بکنم؟ وقتی که این کوله‌بار زشتی و گناه با من است!؟<br \/>\nانکار!؟<br \/>\nچگونه و از کجا ممکن است و چه نفعی دارد وقتی که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کرده‌ام گواهی می‌دهند؟<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>…خدای من!<br \/>\nخواندمت، پاسخم گفتی؛<br \/>\nاز تو خواستم، عطایم کردی؛<br \/>\nبه سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛<br \/>\nبه تو تکیه کردم، نجاتم دادی؛<br \/>\nبه تو پناه آوردم، کفایتم کردی؛<br \/>\nخدایا!<br \/>\nاز خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان نکن.<br \/>\nاز آستان مهرت نومیدمان مساز.<br \/>\nآرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.<br \/>\nاز درگاه خویشت ما را مران.<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>…خدای من!<br \/>\nاین منم و پستی و فرومایگی‌ام<br \/>\nو این تویی با بزرگی و کرامتت<br \/>\nاز من این می‌سزد و از تو آن …<br \/>\n…چگونه ممکن است به ورطه نومیدی بیفتم در حالی که تو مهربان و صمیمی جویای حال منی.<br \/>\n…خدای من!<br \/>\nتو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی که من بدان مبتلایم!<br \/>\nتو چقدر درگذرنده و بخشنده‌ای با این همه کار بد که من می‌کنم و این همه زشتی کردار که من دارم.<br \/>\n…خدای من!<br \/>\nتو چقدر به من نزدیکی با این همه فاصله‌ای که من از تو گرفته‌ام.<br \/>\n…تو که این قدر دلسوز منی! …<br \/>\n…خدایا تو کی نبودی که بودنت دلیل بخواهد؟<br \/>\nتو کی غایب بوده‌ای که حضورت نشانه بخواهد؟<br \/>\nتو کی پنهان بوده‌ای که ظهورت محتاج آیه باشد؟<br \/>\n…کور باد چشمی که تو را ناظر خویش نبیند.<br \/>\nکور باد نگاهی که دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد.<br \/>\nبسته باد پنجره‌ای که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.<br \/>\nو زیانکار باد سودای بنده‌ای که از عشق تو نصیب ندارد.<\/strong><\/p>\n\n<p><strong>…خدای من!<br \/>\nمرا از سیطره ذلتبار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشیند از شک و شرک، رهایی‌ام بخش.<br \/>\n…خدای من!<br \/>\nچگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!<br \/>\nچگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه‌گاه منی!<br \/>\nای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده….<br \/>\nیا رب! یا رب! یا رب»<\/strong><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><strong>یا ثارالله یا سیدالشهداء یا اباعبدالله الحسین ادرکنی و اشفع لنا عند <\/strong><strong>الله …<\/strong><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-07-11 11:54:24","content_date_event":"2016-07-11 11:54:24","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-07-11 11:56:22","content_date_register":"2016-07-11 11:56:22","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984_150_113.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984_300_225.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984_400_300.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984_500_375.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984_500_375.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984_500_375.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3999645984,"files":{"original":{"url":".\/file\/184\/attach\/201607\/46312_3999645984.jpg","width":500,"height":375,"size":0}}}]}]]