[[{"content_id":442193,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"وصیتنامه و زندگینامه شهید نصیری","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\n\t\t\tبسم الله الرحمن الرحیم\r\n\r\n\t\t\t&laquo;چرا این سرمایه دارن باید دارای زندگی مرفع باشند ولی بسیاری از مردم به خرج و زندگی خود نرسند&raquo;.\r\n\r\n\t\t\tحبیب الله نصیری&nbsp;&nbsp;در سال 1340 در روستای خرماکلا از حومه قائم شهر در یک خانواده فقیر و کم در آمد چشم به جهان گشود و دوران کودکی خود را&nbsp;&nbsp;با سختی ها و مشقت های زیاد طی نمود ، در سن 6 سالگی جهت تحصیل به مدرسه ابتدایی راه یافت&nbsp;و&nbsp;&nbsp;با مشکلات&nbsp;&nbsp;و کمبودهای&nbsp;&nbsp;زیاد&nbsp;&nbsp;تا کلاس چهارم ابتدایی&nbsp;&nbsp;را&nbsp;&nbsp;در زادگاهش&nbsp;&nbsp;روستای خرماکلا&nbsp;&nbsp;به پایان رساند&nbsp;&nbsp;و کلاس پنجم&nbsp;&nbsp;دبستان را در روستای مجاور&nbsp;&nbsp;به نام&nbsp;&nbsp;افرا&nbsp;&nbsp;به پایان رساند . شهید نصیری برای کسب بیشتر علم در سطح راهنمایی با توجه به فقر مادی در کلاس شبانه مشغول درس شد&nbsp;&nbsp;و&nbsp;&nbsp;برای&nbsp;&nbsp;اداره&nbsp;&nbsp;و&nbsp;&nbsp;امرار معاش خانواده اش به کار می پرداخت که به همین منظور سرانجام ترک تحصیل نمود و همراه پدرش دوشادوش او&nbsp;&nbsp;به کار کشاورزی پرداخت&nbsp;&nbsp;و برای&nbsp;&nbsp;پدر یک همدم و غمخوار و کشاورز خوب شده بود و مسئولیت و اداره خانواده اش را به عهده گرفت . شهید نصیری&nbsp;&nbsp;در ابتدا تاسیس انجمن اسلامی وارد انجمن شد و به عنوان عضو مومن به انقلاب و&nbsp;&nbsp;وفادار به امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران زحمات زیادی کشیده بود تا آنجا که شبها در روستا و شهر به نگهبانی می پرداخت و در درگیری شهر با منافقین و دیگر ضد انقلابیون&nbsp;&nbsp;نقش بسزایی داشت و&nbsp;&nbsp;درگیری سختی که بین نیروهای حزب الهی با منافقین در بهشتی محله روی داده بود جزو یکی از پیشتازان پکسازی این محله بود که یکی از انبارهای نشریات دروان گرائی و نوارهای سازمان منافقین درآن جمع آوری شده بود جوانمردانه مبارزه نمود و آنها را به دست برادران حزب الله و با پاسدار کمیته قرار داده بود . شهید نصیری در تمام مدت فکر فقرا بود و همیشه با وضع رفاهی عده ی محدودی از سرمایه داران رنج می برد ، برای اینکه بعضی نان شب ندارند بخورند با اینکه همیشه در تلاش کسب معاش خود می باشند . شهید&nbsp;نصیری&nbsp;&nbsp;با وجود مشکلات زیاد غیر از کار کشاورزی به کارهای دیگری از قبیل چاه زنی ، خشت زنی در کوره آجر پزی در آفتاب سوزان&nbsp;&nbsp;تابستان و شبها با استفاده از نور برق به تلاش و کوشش می پرداخت&nbsp;&nbsp;و هرگز کار کردن را عار دانست&nbsp;&nbsp;و&nbsp;&nbsp;از&nbsp;&nbsp;کار&nbsp;&nbsp;کردن&nbsp;&nbsp;باکی نداشت&nbsp;&nbsp;،&nbsp;در&nbsp;&nbsp;همین&nbsp;&nbsp;جریان&nbsp;&nbsp;بود&nbsp;&nbsp;که&nbsp;&nbsp;در&nbsp;&nbsp;تاریخ 7 \/ 10 \/ 59 خود&nbsp;&nbsp;را&nbsp;&nbsp;به&nbsp;&nbsp;ژاندارمری&nbsp;&nbsp;قائمشهر جهت&nbsp;&nbsp;سربازی&nbsp;&nbsp;معرفی کرد&nbsp;&nbsp;&nbsp;و&nbsp;&nbsp;در تاریخ 8 \/ 21 \/ 59 به خدمت سربازی اعزام شد و&nbsp;&nbsp;دوره تعلیماتی خود را در پادگان چهل دختر به پایان رساند بعد از دوره ی تعلیماتی به پادگان 21 حمزه تهران اعزام شد و سپس به کربلای خوزستان راهی جبهه دزفول شد و بعد از مشخص شدن وضعیت خدمت به مرخصی آمد ، در این دیدار اخلاقش ، رفتارش ، صحبتهایش آن چنان تغییر کرده بو که برای همگان جای تعجب بود ، همیشه در فکر فرو می رفت و وقتی دوستانش از او سوال می کردند که چرا فکر می کنی آیا از جنگیدن می ترسی ، جواب می داد هرگز من از مردن خوفی ندارم بلکه فقط ناراحتی ام&nbsp;&nbsp;و&nbsp;&nbsp;چیزی که برایم رنج آور است&nbsp;&nbsp;خانواده ام است&nbsp;&nbsp;اگر من یک برادر مثل خودم در خانه داشتم اصلا برای پشت سر ناراحت نبودم و با کمال افتخار و خوشحالی با کافران می جنگیدم .\r\n\r\n\t\t\tشهید نصیری در خرداد ماه مورخ 10 \/ 3 \/ 1360 در کربلای دزفول بعد از بیست روز نبرد با لشکریان کفر صدامی بر اثر ترکش خمپاره به شهادت رسید و در 12 خرداد ماه سال 1360 پیکر پاکش بر فراز دست های برادران و خواهران حزب الهی و شهید پرور قائمشهر با شکوه فراوان تشیع شد و سپس بعد از حمل در زادگاهش خرماکلا طی مراسم خاصی به خاک سپرده شد .\r\n\r\n\t\t\t&nbsp;\r\n\r\n\t\t\t(( روحش شاد و راهش مستدام باد ))","content_html":"<table style=\"line-height:20px;\"><tbody><tr><td>\n\t\t\t<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n\t\t\t<p dir=\"rtl\">بسم الله الرحمن الرحیم<\/p>\n\n\t\t\t<p dir=\"rtl\" style=\"margin-right:-.05pt;\">«چرا این سرمایه دارن باید دارای زندگی مرفع باشند ولی بسیاری از مردم به خرج و زندگی خود نرسند».<\/p>\n\n\t\t\t<p dir=\"rtl\" style=\"margin-right:-.05pt;\">حبیب الله نصیری  در سال 1340 در روستای خرماکلا از حومه قائم شهر در یک خانواده فقیر و کم در آمد چشم به جهان گشود و دوران کودکی خود را  با سختی ها و مشقت های زیاد طی نمود ، در سن 6 سالگی جهت تحصیل به مدرسه ابتدایی راه یافت و  با مشکلات  و کمبودهای  زیاد  تا کلاس چهارم ابتدایی  را  در زادگاهش  روستای خرماکلا  به پایان رساند  و کلاس پنجم  دبستان را در روستای مجاور  به نام  افرا  به پایان رساند . شهید نصیری برای کسب بیشتر علم در سطح راهنمایی با توجه به فقر مادی در کلاس شبانه مشغول درس شد  و  برای  اداره  و  امرار معاش خانواده اش به کار می پرداخت که به همین منظور سرانجام ترک تحصیل نمود و همراه پدرش دوشادوش او  به کار کشاورزی پرداخت  و برای  پدر یک همدم و غمخوار و کشاورز خوب شده بود و مسئولیت و اداره خانواده اش را به عهده گرفت . شهید نصیری  در ابتدا تاسیس انجمن اسلامی وارد انجمن شد و به عنوان عضو مومن به انقلاب و  وفادار به امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران زحمات زیادی کشیده بود تا آنجا که شبها در روستا و شهر به نگهبانی می پرداخت و در درگیری شهر با منافقین و دیگر ضد انقلابیون  نقش بسزایی داشت و  درگیری سختی که بین نیروهای حزب الهی با منافقین در بهشتی محله روی داده بود جزو یکی از پیشتازان پکسازی این محله بود که یکی از انبارهای نشریات دروان گرائی و نوارهای سازمان منافقین درآن جمع آوری شده بود جوانمردانه مبارزه نمود و آنها را به دست برادران حزب الله و با پاسدار کمیته قرار داده بود . شهید نصیری در تمام مدت فکر فقرا بود و همیشه با وضع رفاهی عده ی محدودی از سرمایه داران رنج می برد ، برای اینکه بعضی نان شب ندارند بخورند با اینکه همیشه در تلاش کسب معاش خود می باشند . شهید نصیری  با وجود مشکلات زیاد غیر از کار کشاورزی به کارهای دیگری از قبیل چاه زنی ، خشت زنی در کوره آجر پزی در آفتاب سوزان  تابستان و شبها با استفاده از نور برق به تلاش و کوشش می پرداخت  و هرگز کار کردن را عار دانست  و  از  کار  کردن  باکی نداشت  ، در  همین  جریان  بود  که  در  تاریخ 7 \/ 10 \/ 59 خود  را  به  ژاندارمری  قائمشهر جهت  سربازی  معرفی کرد   و  در تاریخ 8 \/ 21 \/ 59 به خدمت سربازی اعزام شد و  دوره تعلیماتی خود را در پادگان چهل دختر به پایان رساند بعد از دوره ی تعلیماتی به پادگان 21 حمزه تهران اعزام شد و سپس به کربلای خوزستان راهی جبهه دزفول شد و بعد از مشخص شدن وضعیت خدمت به مرخصی آمد ، در این دیدار اخلاقش ، رفتارش ، صحبتهایش آن چنان تغییر کرده بو که برای همگان جای تعجب بود ، همیشه در فکر فرو می رفت و وقتی دوستانش از او سوال می کردند که چرا فکر می کنی آیا از جنگیدن می ترسی ، جواب می داد هرگز من از مردن خوفی ندارم بلکه فقط ناراحتی ام  و  چیزی که برایم رنج آور است  خانواده ام است  اگر من یک برادر مثل خودم در خانه داشتم اصلا برای پشت سر ناراحت نبودم و با کمال افتخار و خوشحالی با کافران می جنگیدم .<\/p>\n\n\t\t\t<p dir=\"rtl\" style=\"margin-right:-.05pt;\">شهید نصیری در خرداد ماه مورخ 10 \/ 3 \/ 1360 در کربلای دزفول بعد از بیست روز نبرد با لشکریان کفر صدامی بر اثر ترکش خمپاره به شهادت رسید و در 12 خرداد ماه سال 1360 پیکر پاکش بر فراز دست های برادران و خواهران حزب الهی و شهید پرور قائمشهر با شکوه فراوان تشیع شد و سپس بعد از حمل در زادگاهش خرماکلا طی مراسم خاصی به خاک سپرده شد .<\/p>\n\n\t\t\t<p dir=\"rtl\" style=\"margin-right:-.05pt;\"> <\/p>\n\n\t\t\t<p align=\"center\" dir=\"rtl\" style=\"margin-right:-.05pt;\">(( روحش شاد و راهش مستدام باد ))<\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-08-14 10:58:00","content_date_event":"2016-08-14 10:58:00","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-08-14 10:58:46","content_date_register":"2016-08-14 10:58:46","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","300":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","400":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","600":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","900":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","1200":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]