[[{"content_id":444279,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"زندگینامه ی شهید کاک جلال بارنامه","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"مریوان ، این شهر مرزی کوچک با تمام زیبایی های طبیعی خود، همیشه مظلوم بوده و مردمانش طعم ظلم و ستم را بسیار چشیده اند.\r\n\r\nقبل از پیروزی انقلاب اسلامی هراس رژیم ستم شاهی از دلاورمردان کرد و همچنین حضور خان های طماع خون مردم کرد را در شیشه کرده بود و با پیروزی انقلاب مردمی سال 57 اجیر شدگان اجنبی باردیگر به جان مردم این دیار افتادند و به خیال خام خود خواستند تا کردستان را از مام وطن جدا کنند و این معرکه یی شد تا دیگر بار مردمان خوب این سرزمین طعم تلخ ظلم را بچشند.\r\n\r\n\r\n\r\nدر این میان با حضور جوانانی چون محمد بروجردی ، مصطفی چمران ، احمد متوسلیان و بسیاری دیگر که برای آزادی کردستان به این سرزمین با صفا رفته بودند مردانی کرد نیز با تشکیل سازمان پیش مرگان کرد مسلمان در برابر ضد انقلاب ایستادند و مردانه جنگیدند.\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شهید کاک جلال بارنامه&nbsp;یکی از این سربازان گمنام است .&nbsp;کاک جلال&nbsp;اهل روستای باغان مریوان بود و به سال 1329 پا به جهان گذاشت . پدر بزرگش ماموستا (روحانی ) محمد از همان کودکی ، به&nbsp;کاک جلال&nbsp;قرآن آموخت و چون همیشه در برابر تعدی خان ها می ایستاد، نوه اش درس آزادگی را هم آموخت . در همان کودکی بخاطر فشار شدید خان باغان ، خانواده ماموستا محمد بارنامه مجبور شد تا به روستای بلکر مریوان مهاجرت کنند.&nbsp;کاک جلال&nbsp;نوجوانی خود را در بلکر گذراند و در کنار پدر کشاورزی کرد.\r\nسال 44&nbsp;کاک جلال&nbsp;ازدواج کرد و ثمره آن تولد&nbsp;۴ دختر و&nbsp;۹ پسر است . در سال 57 با آغاز تظاهرات مردم علیه رژیم ستم شاهی&nbsp;کاک جلال&nbsp;به جمع مبارزان پیوست و در تمامی تظاهرات های مریوان حضور داشت . عهده دار توزیع اعلامیه و نوارهای سخنرانی حضرت امام (ره ) در روستاهای مریوان بود.\r\nهرچند که می اندیشید با پیروزی انقلاب اسلامی دیگر خبری از ظلم و تعدی نیست اما شرارت ضد انقلاب کوموله و دموکرات در منطقه کردستان و تلاش برای جداسازی این استان از کشور باعث شد تا باردیگر&nbsp;کاک جلال&nbsp;و یارانش پا در میدان مبارزه بگذارند.\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;پس از پیروزی انقلاب اسلامی جلال به عنوان &laquo;جوانمرد&raquo; وارد ژاندارمری وقت شد و در کنار دکتر چمران به مقابله با ضد انقلاب پرداخت .\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;سال 1358 اوج اقتدار و حاکمیت ضد انقلاب و عوامل بیگانه در مناطق مختلف کردستان بود. ضد انقلاب که می دید&nbsp;کاک جلال&nbsp;که آن موقع به عنوان یکی از&nbsp;چهره های شاخص محلی&nbsp;در مبارزه با ضد انقلاب بدل شده بود، سد راهش شده ، بارها و بارها اقدام به ترور وی کرد و با حمله به منزل یا محل کارش سعی در از میان برداشتن او داشتند که هربار ناکام می ماندند.\r\n\r\n&nbsp;در این دوران&nbsp;کاک جلال&nbsp;به همراه دو برادر شهیدشجمال و عبدالله بارنامه&nbsp;و چهل نفر از بستگانش&nbsp;بخاطر شرارت های شبانه روزی ضد انقلاب مجبور شدند تا راهی کرمانشاه شده و به سازمان پیش مرگان کرد مسلمان ملحق شد.\r\n\r\nمدتی بعد با توجه به رشادت ها و مبارزات شبانه روزی اش&nbsp;فرماندهی این سازمان&nbsp;را برعهده گرفت و در کنارحاج احمد متوسلیان و یارانش&nbsp;در پاکسازی شهرهای کامیاران ، سنندج ، سروآباد و سرانجام مریوان از لوث وجود ضد انقلاب بارها تا پای شهادت پیش رفته . با آزادسازی مریوان در کنار حاج احمد متوسلیان&nbsp;نقش بسزایی در پاکسازی شهر و جلوگیری از اشغال این شهر مرزی توسط رژیم عراق و همچنین باز پس گیری نقاط اشغال شده توسط رژیم بعث عراق از جمله : قوچ سلطان ، ارتفاعات مشرف بر شهر مریوان و طرح عملیات های چریکی نقش اساسی داشت و در این مدت سه بار مجروح شد.\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;با آزادسازی مریوان و بازگشت آرامش به مریوان و سروآباد عهده دار&nbsp;سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی و ایجاد پایگاه های مقاومت بسیج&nbsp;در روستاهای مختلف شد و بزودی محبوب مردم شد.\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران&nbsp;کاک جلال&nbsp;که سال ها جنگیده بود، از سپاه پاسداران بازنشسته شد اما سنگر را خالی نکرد و به&nbsp;عنوان فرمانده گردان 101 عاشورای شهرستان مریوان&nbsp;و همچنین&nbsp;فرمانده سازمان پیشمرگان کرد مسلمان مریوان&nbsp;در صحنه حاضر بود.\r\n\r\n&nbsp;کاک جلال&nbsp;از هر&nbsp;۹ پسر خود خواسته بود تا برای حفظ و حراست از نظام مقدس جمهوری اسلامی در سنگر سپاه پاسداران حضور داشته باشند و راه پدر را ادامه دهند.&nbsp;کاک جلال&nbsp;کشاورزی می کرد و دوباره در روستای بلکر به کشت و کار پرداخته بود.\r\n\r\n\r\n\r\nهمچنین در سال های پس از دفاع مقدس ،&nbsp;او روایت گر سال های دفاع بود و چه بسیار کاروان های راهیان نور دانشجویی که حکایت مظلومیت کردستان و مریوان را ازکاک جلال&nbsp;شنیده بودند.\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;ضد انقلاب می دید که حالا&nbsp;کاک جلال بارنامه&nbsp;در سنگر فرهنگی و با روایت جنایات آنان به مبارزه پرداخته و انگار که نمی خواهد حتی لحظه یی آنان را راحت بگذارد، پس سرانجام باردیگر شرایط ترور او را فراهم کردند.&nbsp;کاک جلال&nbsp;زراعت می کرد و حالا ترورش زیاد مشکل نبود.\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;با توجه به شواهد موجود در محل سه تن از عناصر ضد انقلاب در عصر&nbsp;شانزدهمین روز خردادماه سال 83&nbsp;در مسیر بازگشت&nbsp;شهید کاک جلال&nbsp;از مزرعه به منزل پس از استفاده از مشروبات الکلی در ساعت 18 و 40 دقیقه غروب وی را از راه دور به گلوله می بندند و حتی جرات نمی کنند که بر سر پیکرش بروند.\r\n\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;درست یک ماه قبل از شهادتش او را دیده بودم . یک روز میهمانش بودیم ، از صبح مناطق مختلف را نشانمان داد و از یارانش می گفت ، از دلاوری ها و مظلومیت ها، از حاج احمد متوسلیان می گفت و... نیمه های شب بود که از او پرسیدم : &laquo;کاک جلال&nbsp;حالا چه آرزویی داری ?&raquo; آهی کشید، لحظه یی سکوت کرد و نگاهش را به مهتاب دوخت و با آن لهجه شیرین کردی آرام گفت :\r\n\r\n&laquo;دو چیز از خدا می خواهم ، اول که قبل از مرگ حاج احمد متوسلیان را ببینم ، دومی هم اینکه خدا مرگم راشهادت&nbsp;کند!&raquo;\r\n\r\n&nbsp;و وقتی خبر شهادتش را شنیدم دلم گرفت که چرا آرزوی اولش اجابت نشد و او همرزم قدیم و دوست عزیز و فرمانده مهربان خود، حاج احمد متوسلیان را ندید و به شهادت رسید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شهید کاک جلال بارنامه&nbsp;هفدهمین شهید این خانواده مبارز و مسلمان است .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوصیتنامه شهید جلال بارنامه\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاینجانب جلال بارنامه فرزند مرحوم علی به اهل خانواده&nbsp; و فرزندانم وصیت وسفارش&nbsp;می نمایم همچنان که یک وصیت نامه دیگری در خصوص مسایل خصوصی خانواده ام مکتوب کرده ام ، مجدداً سفارش می نمایم که اهل خانواده ام راه خدا وقرآن واسلام را در پیش بگیرند ، راهی که در آن صداقت وپاکی وخلوص نیّت هست&nbsp; ، راهی که از طریق آن به خداوند منان رسید ، نسبت به فقر وفقراء سخاوتمند و مساعدت نمایید&nbsp; وبا افراد ناپاک &nbsp;و خائن رفت وآمد ی نداشته باشید ، همواره از حق دفاع کنید .\r\n\r\nآرزو داشتم و دارم همچنان که خودم زندگی کرده ام تمام فرزندانم همین طور باشند&nbsp; وراهی را که من رفته ام و آن را می پیمایم&nbsp; ، شماها آن راه را نیز بپیمایید ، توکل بخدا داشته باشید&nbsp; ، شاید این دنیا برای شماها سخت ودشوار به اتمام برسد&nbsp; واین همان خواست پروردگار است که برای افراد صالح خودش این دنیا را دنیای مشقت و سختی قرار داده&nbsp; و در آخرت اجر وپاداش آن را عطاء می فرماید .\r\n\r\nآرزو دارم تمام فرزندانم راه اسلام &nbsp;همچنانکه عموهای شهید شان&nbsp; ودیگر عموها ، دائیها وپسر دائیهایم انتخاب کردند&nbsp; ولباس سبز برتن داشتند&nbsp; شماها هم لباس سبز حریم اسلام و قرآن برتن کنید ، هیچوقت از اسلام&nbsp; جدا نشوید و من راهی را که رفته ام راه واقعی اسلام را در آن پیدا کرده ام ، فرزندانم مواظب همدیگر باشید و اتحاد وهمبستگی درمیان شماها باشد واز خود غافل نشوید که دشمن در شماها رخنه کند ، در وصیتنامه دیگرم به مسایل شخصی وخانوادگیم پرداخته ام و هیچ موقع از خیر وثواب در حق اینجانب دریغ نورزید&nbsp; و یک باغ را که درروستای بلکر کاشته ام از ثمره آن &nbsp;بعنوان خیّرات تحت هیچ عنوانی کوتاهی نکنید ، مرگ حق است و هیچ کس نمی تواند از آن بگریزد و از خداوند متعال خواستارم که مرگ حقیقی و واقعی به من عطاء بفرماید که شهادت در راه او باشد.\r\n\r\nمی دانم وصیت کردن جهت مکان خاکسپاری&nbsp; شاید از نظر شریعت اسلام درست وجایز نباشد ولی دوست دارم یا در باغ شخصی خود یا در کنار برادران شهیدم جمال و عبدالله دفن شوم\r\n\r\n\r\n\r\nخاطرات:\r\n\r\n&nbsp;1-&nbsp; خاطره از پیشمرگ مسلمان کُرد حاج امین حکیمی نیا:\r\n\r\nبنده کاک جلال بارنامه&nbsp; را از دوران بچگی اش که می شناختم ، کسی بود که می خواست آنچه&nbsp; که رضای خدا در آن باشد به آن اهداف برسد و اهدافی که جز رضای خدا در آن وجود نداشته باشد نمی خواست ، ایشان از یک خانواده مذهبی بود یعنی، یک روستا نشین بود ، کاک جلال آمادگی برای هر نوع فعالیتی داشت ، بالخصوص مسایل اسلامی ، با وجود اینکه کاک جلال از نظر سطح سواد بالا نبود اگر چنانچه کسانی که اورا نمی شناختند&nbsp; که با ایشان صحبت می کردند می گفتند در کدام دانشگاه تحصیل کرده یعنی همه آمادگیها در خصوص پاسخ به هر مسایلی را داشت&nbsp; بویژه مسایل اسلامی را که دنبال می کرد .\r\n\r\nکاک جلال حاظر بود تمام زندگی و بچه هایش را تقدیم اسلام و وطن خود نماید که کسی بگوید اسلام حاکم است ، فلان افتخار نصیب ایرانی شد ، پرچم ایران بلند است ، بخدا قسم این خواسته ای مرد خدا بود .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;خاطره از سردار غلامرضا خسروی نژاد\r\n\r\nکاک جلال بارنامه از پیشمرگان مسلمان کُرد بود که برای اعتلای دین محمدی سلاح به دوش&nbsp; گذاشت و همواره حامی ومدافع مردم مستضعف وغیور خطه کردستان بود ، با توجه به اینکه کاک جلال یک چهره شاخص در منطقه کردستان بود و همواره در تلاش وتکاپو برای رسیدگی برای حل مشکلات مردم این دیار بود همواره از نواقص ومشکلات مردم سخن به میان می آورد و آروز داشتیم که شهید کاک جلال بارنامه یک مرتبه در خصوص شخص خودش مشکلات را بیان نماید امّا هر بار از مشکلات و بیکاری مردم کردستان صحبت می کرد وبا مسئولین در این باره صحبت می کرد ودرصدد رفع مشکلات این قشر جامعه بودند و تا حصول نتیجه آرام نمی گرفتند .\r\n\r\nشهید کاک جلال از حق دفاع می کرد حتی اگر به قیمت از دست دادن جانش هم تمام شده باشد .\r\n\r\nیکی از دغدغه های&nbsp;اصلی کاک جلال بیکاری مردم در مشاغل دایمی بود.\r\n\r\nهمیشه دنبال حل مشکلات مردم بوده و با تمام وجود در تکاپو بود که به هر وسیله ای که شده مشکلات مردم را به هر شیوه ممکن مرتفع نماید\r\n\r\n\r\n\r\nکاک جلال همواره آروز داشت که مردم در امنیت و آسایش زندگی سالمی برادرانه داشته باشند .\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشهید کاک جلال بارنامه از اول انقلاب که جذب سپاه شدند فردی انقلابی،&nbsp;&nbsp; مومن ومتعهد وپایبند به اصول اسلامی بود ، هیچگاه دربرابر دشمنان قسم خورده اسلام زانو خم نکرد و تا آخر در برابر آنها ایستاد.\r\n\r\nگروهکهای معاند که از راه ترورو... قصد داشتند تا کاک جلال را از مسیری که انتخاب نموده باز دارند امّا شهید کاک جلال همچنان مقاوم و پا برجا بود و سه مرتبه نیز در نقاط مختلف شهرستان مریوان بر سر راه وی کمین گذاشته که سه بار نیز مجروح گردید ،&nbsp; باز هم کاک جلال سنگر دفاع از اسلام راخالی ننمود شهید کاک جلال بارنامه با توجه به اینکه قبلاً دو برادرش را به خاطر دفاع از ارزشها و انقلاب واز اسلام تقدیم این انقلاب نموده بود و جمعاً در این خانواده 17 نفر شهید تقدیم انقلاب نمده اند ، کاک جلال باز هم در بعد فرهنگی به تبلیغ دین مبین اسلام و انقلابی که اسلامیت در آن ترویج می شد کرد تا اینکه ضدانقلاب دیگر تاب وتوان وتحمل این مرد غیور کردستان را داشتند در عصر 16 خرداد 1383 در جاده گاران مریوان برسر راه وی کمین گذاشته وایشان به درجه رفیع شهادت نائل می گردد\r\n\r\n\r\n&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;یاد و نامش جاودانه باد\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">مریوان ، این شهر مرزی کوچک با تمام زیبایی های طبیعی خود، همیشه مظلوم بوده و مردمانش طعم ظلم و ستم را بسیار چشیده اند.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هراس رژیم ستم شاهی از دلاورمردان کرد و همچنین حضور خان های طماع خون مردم کرد را در شیشه کرده بود و با پیروزی انقلاب مردمی سال 57 اجیر شدگان اجنبی باردیگر به جان مردم این دیار افتادند و به خیال خام خود خواستند تا کردستان را از مام وطن جدا کنند و این معرکه یی شد تا دیگر بار مردمان خوب این سرزمین طعم تلخ ظلم را بچشند.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><img alt=\"شهید جلال بارنامه\" border=\"0\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/www.rasekhoon.net\/userfiles\/Article\/1389\/11shahrivar\/08\/0009619 (1).jpg\" \/><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">در این میان با حضور جوانانی چون محمد بروجردی ، مصطفی چمران ، احمد متوسلیان و بسیاری دیگر که برای آزادی کردستان به این سرزمین با صفا رفته بودند مردانی کرد نیز با تشکیل سازمان پیش مرگان کرد مسلمان در برابر ضد انقلاب ایستادند و مردانه جنگیدند.<br \/>\n    <font color=\"#ff0000\">شهید کاک جلال بارنامه<\/font> یکی از این سربازان گمنام است . <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> اهل روستای باغان مریوان بود و به سال 1329 پا به جهان گذاشت . پدر بزرگش ماموستا (روحانی ) محمد از همان کودکی ، به <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> قرآن آموخت و چون همیشه در برابر تعدی خان ها می ایستاد، نوه اش درس آزادگی را هم آموخت . در همان کودکی بخاطر فشار شدید خان باغان ، خانواده ماموستا محمد بارنامه مجبور شد تا به روستای بلکر مریوان مهاجرت کنند. <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> نوجوانی خود را در بلکر گذراند و در کنار پدر کشاورزی کرد.<br \/>\nسال 44 <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> ازدواج کرد و ثمره آن تولد ۴ دختر و ۹ پسر است . در سال 57 با آغاز تظاهرات مردم علیه رژیم ستم شاهی <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> به جمع مبارزان پیوست و در تمامی تظاهرات های مریوان حضور داشت . عهده دار توزیع اعلامیه و نوارهای سخنرانی حضرت امام (ره ) در روستاهای مریوان بود.<br \/>\nهرچند که می اندیشید با پیروزی انقلاب اسلامی دیگر خبری از ظلم و تعدی نیست اما شرارت ضد انقلاب کوموله و دموکرات در منطقه کردستان و تلاش برای جداسازی این استان از کشور باعث شد تا باردیگر <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> و یارانش پا در میدان مبارزه بگذارند.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><img alt=\"چلال بارنامه\" border=\"0\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/iranmarivan1383.persiangig.com\/image\/kajalal.jpg\" \/><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> پس از پیروزی انقلاب اسلامی جلال به عنوان «<font color=\"#663366\">جوانمرد<\/font>» وارد ژاندارمری وقت شد و در کنار دکتر چمران به مقابله با ضد انقلاب پرداخت .<br \/>\n    سال 1358 اوج اقتدار و حاکمیت ضد انقلاب و عوامل بیگانه در مناطق مختلف کردستان بود. ضد انقلاب که می دید <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> که آن موقع به عنوان یکی از <font color=\"#663366\">چهره های شاخص محلی<\/font> در مبارزه با ضد انقلاب بدل شده بود، سد راهش شده ، بارها و بارها اقدام به ترور وی کرد و با حمله به منزل یا محل کارش سعی در از میان برداشتن او داشتند که هربار ناکام می ماندند.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> در این دوران <font color=\"#ff0033\">کاک جلال<\/font> به همراه دو برادر شهیدش<font color=\"#ff0000\">جمال و عبدالله بارنامه<\/font> <font color=\"#ff0000\">و چهل نفر از بستگانش<\/font> بخاطر شرارت های شبانه روزی ضد انقلاب مجبور شدند تا راهی کرمانشاه شده و به سازمان پیش مرگان کرد مسلمان ملحق شد.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">مدتی بعد با توجه به رشادت ها و مبارزات شبانه روزی اش <font color=\"#3300ff\">فرماندهی این سازمان<\/font> را برعهده گرفت و در کنار<font color=\"#3300ff\">حاج احمد متوسلیان و یارانش<\/font> در پاکسازی شهرهای کامیاران ، سنندج ، سروآباد و سرانجام مریوان از لوث وجود ضد انقلاب بارها تا پای شهادت پیش رفته . با آزادسازی مریوان در کنار حاج احمد متوسلیان <font color=\"#660099\">نقش بسزایی در پاکسازی شهر و جلوگیری از اشغال این شهر مرزی توسط رژیم عراق و همچنین باز پس گیری نقاط اشغال شده توسط رژیم بعث عراق از جمله : قوچ سلطان ، ارتفاعات مشرف بر شهر مریوان و طرح عملیات های چریکی نقش اساسی داشت و در این مدت سه بار مجروح شد.<\/font><br \/>\n    با آزادسازی مریوان و بازگشت آرامش به مریوان و سروآباد عهده دار <font color=\"#3300ff\">سازماندهی و آموزش نیروهای مردمی و ایجاد پایگاه های مقاومت بسیج <\/font>در روستاهای مختلف شد و بزودی محبوب مردم شد.<br \/>\n    با پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> که سال ها جنگیده بود، از سپاه پاسداران بازنشسته شد اما سنگر را خالی نکرد و به <font color=\"#3300ff\">عنوان فرمانده گردان 101 عاشورای شهرستان مریوان<\/font> و همچنین <font color=\"#3300ff\">فرمانده سازمان پیشمرگان کرد مسلمان مریوان<\/font> در صحنه حاضر بود.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> از هر ۹ پسر خود خواسته بود تا برای حفظ و حراست از نظام مقدس جمهوری اسلامی در سنگر سپاه پاسداران حضور داشته باشند و راه پدر را ادامه دهند. <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> کشاورزی می کرد و دوباره در روستای بلکر به کشت و کار پرداخته بود.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><img alt=\"شهید کردستان کاک جلال بارنامه\" border=\"0\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/www.rasekhoon.net\/userfiles\/Article\/1389\/11shahrivar\/08\/0009619 (2).jpg\" \/><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">همچنین در سال های پس از دفاع مقدس ، <font color=\"#660099\">او روایت گر سال های دفاع بود و چه بسیار کاروان های راهیان نور دانشجویی که حکایت مظلومیت کردستان و مریوان را از<\/font><font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> <font color=\"#660099\">شنیده بودند<\/font>.<br \/>\n    ضد انقلاب می دید که حالا <font color=\"#ff0000\">کاک جلال بارنامه<\/font> <font color=\"#660099\">در سنگر فرهنگی و با روایت جنایات آنان به مبارزه پرداخته و انگار که نمی خواهد حتی لحظه یی آنان را راحت بگذارد<\/font>، پس سرانجام باردیگر شرایط ترور او را فراهم کردند. <font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> زراعت می کرد و حالا ترورش زیاد مشکل نبود.<br \/>\n    با توجه به شواهد موجود در محل سه تن از عناصر ضد انقلاب در عصر <font color=\"#6600cc\">شانزدهمین روز خردادماه سال 83<\/font> در مسیر بازگشت <font color=\"#ff0000\">شهید کاک جلال<\/font> از مزرعه به منزل پس از استفاده از مشروبات الکلی در ساعت 18 و 40 دقیقه غروب وی را از راه دور به گلوله می بندند و حتی جرات نمی کنند که بر سر پیکرش بروند.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><img alt=\"شهید جاوید کاک جلال بارنامه\" border=\"0\" height=\"943\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/axgig.com\/images\/38472289057429705534.jpg\" width=\"926\" \/><br \/>\n    درست یک ماه قبل از شهادتش او را دیده بودم . یک روز میهمانش بودیم ، از صبح مناطق مختلف را نشانمان داد و از یارانش می گفت ، از دلاوری ها و مظلومیت ها، از حاج احمد متوسلیان می گفت و... نیمه های شب بود که از او پرسیدم : «<font color=\"#ff0000\">کاک جلال<\/font> حالا چه آرزویی داری ?» آهی کشید، لحظه یی سکوت کرد و نگاهش را به مهتاب دوخت و با آن لهجه شیرین کردی آرام گفت :<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">«<font color=\"#ffcc33\"><font color=\"#009900\">دو چیز از خدا می خواهم ، اول که قبل از مرگ حاج احمد متوسلیان را ببینم ، دومی هم اینکه خدا مرگم را<\/font><\/font><font color=\"#ff0000\">شهادت<\/font> <font color=\"#009933\">کند<\/font>!»<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> و وقتی خبر شهادتش را شنیدم دلم گرفت که چرا آرزوی اولش اجابت نشد و او همرزم قدیم و دوست عزیز و فرمانده مهربان خود، حاج احمد متوسلیان را ندید و به شهادت رسید.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> <\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"><br \/><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> <font color=\"#ff0000\">   شهید کاک جلال بارنامه<\/font> هفدهمین شهید این خانواده مبارز و مسلمان است .<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\"> <\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#ff0099\">وصیتنامه شهید جلال بارنامه<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\">اینجانب جلال بارنامه فرزند مرحوم علی به اهل خانواده  و فرزندانم وصیت وسفارش می نمایم همچنان که یک وصیت نامه دیگری در خصوص مسایل خصوصی خانواده ام مکتوب کرده ام ، مجدداً سفارش می نمایم که اهل خانواده ام راه خدا وقرآن واسلام را در پیش بگیرند ، راهی که در آن صداقت وپاکی وخلوص نیّت هست  ، راهی که از طریق آن به خداوند منان رسید ، نسبت به فقر وفقراء سخاوتمند و مساعدت نمایید  وبا افراد ناپاک  و خائن رفت وآمد ی نداشته باشید ، همواره از حق دفاع کنید .<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\">آرزو داشتم و دارم همچنان که خودم زندگی کرده ام تمام فرزندانم همین طور باشند  وراهی را که من رفته ام و آن را می پیمایم  ، شماها آن راه را نیز بپیمایید ، توکل بخدا داشته باشید  ، شاید این دنیا برای شماها سخت ودشوار به اتمام برسد  واین همان خواست پروردگار است که برای افراد صالح خودش این دنیا را دنیای مشقت و سختی قرار داده  و در آخرت اجر وپاداش آن را عطاء می فرماید .<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\">آرزو دارم تمام فرزندانم راه اسلام  همچنانکه عموهای شهید شان  ودیگر عموها ، دائیها وپسر دائیهایم انتخاب کردند  ولباس سبز برتن داشتند  شماها هم لباس سبز حریم اسلام و قرآن برتن کنید ، هیچوقت از اسلام  جدا نشوید و من راهی را که رفته ام راه واقعی اسلام را در آن پیدا کرده ام ، فرزندانم مواظب همدیگر باشید و اتحاد وهمبستگی درمیان شماها باشد واز خود غافل نشوید که دشمن در شماها رخنه کند ، در وصیتنامه دیگرم به مسایل شخصی وخانوادگیم پرداخته ام و هیچ موقع از خیر وثواب در حق اینجانب دریغ نورزید  و یک باغ را که درروستای بلکر کاشته ام از ثمره آن  بعنوان خیّرات تحت هیچ عنوانی کوتاهی نکنید ، مرگ حق است و هیچ کس نمی تواند از آن بگریزد و از خداوند متعال خواستارم که مرگ حقیقی و واقعی به من عطاء بفرماید که شهادت در راه او باشد.<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#3300ff\"><font color=\"#000000\">می دانم وصیت کردن جهت مکان خاکسپاری  شاید از نظر شریعت اسلام درست وجایز نباشد ولی دوست دارم یا در باغ شخصی خود یا در کنار برادران شهیدم جمال و عبدالله دفن شوم<\/font><\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><img alt=\"آرامگاه شهید جلال بارنامه\" border=\"0\" height=\"167\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/axgig.com\/images\/89589413662311788450.jpg\" width=\"166\" \/><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#ff00cc\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\">خاطرات:<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\"> 1-  خاطره از پیشمرگ مسلمان کُرد حاج امین حکیمی نیا:<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\">بنده کاک جلال بارنامه  را از دوران بچگی اش که می شناختم ، کسی بود که می خواست آنچه  که رضای خدا در آن باشد به آن اهداف برسد و اهدافی که جز رضای خدا در آن وجود نداشته باشد نمی خواست ، ایشان از یک خانواده مذهبی بود یعنی، یک روستا نشین بود ، کاک جلال آمادگی برای هر نوع فعالیتی داشت ، بالخصوص مسایل اسلامی ، با وجود اینکه کاک جلال از نظر سطح سواد بالا نبود اگر چنانچه کسانی که اورا نمی شناختند  که با ایشان صحبت می کردند می گفتند در کدام دانشگاه تحصیل کرده یعنی همه آمادگیها در خصوص پاسخ به هر مسایلی را داشت  بویژه مسایل اسلامی را که دنبال می کرد .<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\">کاک جلال حاظر بود تمام زندگی و بچه هایش را تقدیم اسلام و وطن خود نماید که کسی بگوید اسلام حاکم است ، فلان افتخار نصیب ایرانی شد ، پرچم ایران بلند است ، بخدا قسم این خواسته ای مرد خدا بود .<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> <\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><font color=\"#000000\"> <\/font><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><font color=\"#000000\"><img alt=\"امین حکیمی نیا\" border=\"0\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/axgig.com\/images\/24711912339694371353.bmp\" \/><\/font><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><font face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\"><font size=\"3\"><font color=\"#000000\"><b>2-   <\/b><b>خاطره از سردار غلامرضا خسروی نژاد<\/b><\/font><\/font><\/font><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\">کاک جلال بارنامه از پیشمرگان مسلمان کُرد بود که برای اعتلای دین محمدی سلاح به دوش  گذاشت و همواره حامی ومدافع مردم مستضعف وغیور خطه کردستان بود ، با توجه به اینکه کاک جلال یک چهره شاخص در منطقه کردستان بود و همواره در تلاش وتکاپو برای رسیدگی برای حل مشکلات مردم این دیار بود همواره از نواقص ومشکلات مردم سخن به میان می آورد و آروز داشتیم که شهید کاک جلال بارنامه یک مرتبه در خصوص شخص خودش مشکلات را بیان نماید امّا هر بار از مشکلات و بیکاری مردم کردستان صحبت می کرد وبا مسئولین در این باره صحبت می کرد ودرصدد رفع مشکلات این قشر جامعه بودند و تا حصول نتیجه آرام نمی گرفتند .<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">شهید کاک جلال از حق دفاع می کرد حتی اگر به قیمت از دست دادن جانش هم تمام شده باشد .<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">یکی از دغدغه های اصلی کاک جلال بیکاری مردم در مشاغل دایمی بود.<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">همیشه دنبال حل مشکلات مردم بوده و با تمام وجود در تکاپو بود که به هر وسیله ای که شده مشکلات مردم را به هر شیوه ممکن مرتفع نماید<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><img alt=\"سردار غلامرضا خسروی نژاد\" border=\"0\" height=\"365\" hspace=\"0\" src=\"http:\/\/axgig.com\/images\/95105558944082014067.jpg\" width=\"522\" \/><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\">کاک جلال همواره آروز داشت که مردم در امنیت و آسایش زندگی سالمی برادرانه داشته باشند .<\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> <\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"center\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"> <\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\">شهید کاک جلال بارنامه از اول انقلاب که جذب سپاه شدند فردی انقلابی،   مومن ومتعهد وپایبند به اصول اسلامی بود ، هیچگاه دربرابر دشمنان قسم خورده اسلام زانو خم نکرد و تا آخر در برابر آنها ایستاد.<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"justify\" dir=\"rtl\"><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><b><font color=\"#000000\" face=\"Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif\" size=\"3\">گروهکهای معاند که از راه ترورو... قصد داشتند تا کاک جلال را از مسیری که انتخاب نموده باز دارند امّا شهید کاک جلال همچنان مقاوم و پا برجا بود و سه مرتبه نیز در نقاط مختلف شهرستان مریوان بر سر راه وی کمین گذاشته که سه بار نیز مجروح گردید ،  باز هم کاک جلال سنگر دفاع از اسلام راخالی ننمود شهید کاک جلال بارنامه با توجه به اینکه قبلاً دو برادرش را به خاطر دفاع از ارزشها و انقلاب واز اسلام تقدیم این انقلاب نموده بود و جمعاً در این خانواده 17 نفر شهید تقدیم انقلاب نمده اند ، کاک جلال باز هم در بعد فرهنگی به تبلیغ دین مبین اسلام و انقلابی که اسلامیت در آن ترویج می شد کرد تا اینکه ضدانقلاب دیگر تاب وتوان وتحمل این مرد غیور کردستان را داشتند در عصر 16 خرداد 1383 در جاده گاران مریوان برسر راه وی کمین گذاشته وایشان به درجه رفیع شهادت نائل می گردد<\/font><\/b><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"left\"><br \/><strong><font color=\"#ff0000\"><font color=\"#000000\" size=\"3\"><font color=\"#006600\">    یاد و نامش جاودانه باد<\/font><\/font><\/font><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"left\"> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-09-16 08:40:26","content_date_event":"2016-09-16 08:40:26","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-09-16 08:43:03","content_date_register":"2016-09-16 08:43:03","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750_127_150.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750_254_300.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750_338_400.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750_432_511.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750_432_511.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750_432_511.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3898232750,"files":{"original":{"url":".\/file\/184\/attach\/201609\/52805_3898232750.jpg","width":432,"height":511,"size":0}}}]}]]