[[{"content_id":446799,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"پیش داوری","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"بسم الله الرحمن الرحیم\r\n\r\n\t\t\tپیش داوری\r\n\r\n\t\t\tپس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی\r\n\r\n\t\t\tبیمارستان شد , او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و\r\n\r\n\t\t\tمستقیم وارد بخش جراحی شد.\r\n\r\n\t\t\tاو پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود.\r\n\r\n\t\t\tبه محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟\r\n\r\n\t\t\tمگر نمی دانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟\r\n\r\n\t\t\tپزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی،\r\n\r\n\t\t\tهرچه سریعتر خودم را رساندم. و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم&nbsp;را\r\n\r\n\t\t\tانجام دهم...&nbsp;&nbsp;&nbsp;پدر با عصبانیت گفت: آرام باشم؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود\r\n\r\n\t\t\tآیا تو&nbsp;می توانستی آرام بگیری؟ اگر پسر خودت همین حالا میمرد چکار میکردی؟\r\n\r\n\t\t\tپزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس گفته شده میگویم:\r\n\r\n\t\t\tاز خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم &quot; شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است&quot;\r\n\r\n\t\t\tپزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفا بخواه ...\r\n\r\n\t\t\tما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا...\r\n\r\n\t\t\tپدر زمزمه کرد: نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است !\r\n\r\n\t\t\tعمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد :\r\n\r\n\t\t\tخدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد...\r\n\r\n\t\t\tو سپس بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد\r\n\r\n\t\t\tگفت:&nbsp;اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید !\r\n\r\n\t\t\tپدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: چرا او اینقدر متکبر است؟\r\n\r\n\t\t\tنمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سؤال کنم؟!!\r\n\r\n\t\t\tپرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی\r\n\r\n\t\t\tرانندگی مرد وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود\r\n\r\n\t\t\tو اکنون که او جان پسر تو را نجات داد ، با عجله اینجا را ترک کرد تا\r\n\r\n\t\t\tمراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند...","content_html":"<table border=\"0\" cellpadding=\"0\" cellspacing=\"0\" width=\"1000\"><tbody><tr><td valign=\"top\" width=\"563\">\n\t\t\t<p><font size=\"2\">بسم الله الرحمن الرحیم<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font color=\"#ff0000\" size=\"2\"><strong>پیش داوری<\/strong><\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">بیمارستان شد , او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">مستقیم وارد بخش جراحی شد.<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود.<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">مگر نمی دانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پزشک لبخندی زد و گفت: متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی،<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">هرچه سریعتر خودم را رساندم. و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم <\/font><font size=\"2\">را<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">انجام دهم...   <\/font><font size=\"2\">پدر با عصبانیت گفت: آرام باشم؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">آیا تو <\/font><font size=\"2\">می توانستی آرام بگیری؟ اگر پسر خودت همین حالا میمرد چکار میکردی؟<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد: من جوابی را که در کتاب مقدس گفته شده میگویم:<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم \" شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است\"<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفا بخواه ...<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا...<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پدر زمزمه کرد: نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است !<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد :<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد...<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">و سپس بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">گفت: <\/font><font size=\"2\">اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید !<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: چرا او اینقدر متکبر است؟<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سؤال کنم؟!!<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">رانندگی مرد وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد ، با عجله اینجا را ترک کرد تا<\/font><\/p>\n\n\t\t\t<p><font size=\"2\">مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند...<\/font><\/p>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-11-03 09:53:00","content_date_event":"2016-11-03 09:53:00","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-11-03 09:55:00","content_date_register":"2016-11-03 09:53:40","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":15356,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","300":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","400":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","600":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","900":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","1200":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]