[[{"content_id":448758,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"شهادت امام حسن عسگری (ع)تسلیت باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nامام عسگری (ع)\r\n\r\n1.حضرت امام حسن عسکری&nbsp; (ع )\r\n2.صورت و سیرت امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) \r\n3.دوران امامت \r\n4.شهادت امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) \r\n5.ماجرای&nbsp;جانشین بر حق امام عسکری \r\n\r\nحضرت امام حسن عسکری&nbsp; (ع ) \r\nامام حسن عسکری&nbsp;(ع ) در سال 232هجری&nbsp;در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی&nbsp;لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری&nbsp;که امام عسکری&nbsp;(ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .\r\n\r\nصورت و سیرت امام حسن عسکری&nbsp; (ع ) \r\nامام یازدهم صورتی&nbsp;گندمگون و بدنی&nbsp;در حد اعتدال داشت . ابروهای&nbsp;سیاه کمانی&nbsp;، چشمانی&nbsp; درشت و پیشانی&nbsp;گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بود . خالی&nbsp;بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) بیانی&nbsp;شیرین و جذاب و شخصیتی&nbsp;الهی&nbsp;باشکوه و وقار و مفسری&nbsp;بی نظیر برای&nbsp;قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای&nbsp;اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد .\r\n\r\nدوران امامت \r\nبه طور کلی&nbsp;دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگی&nbsp;آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری&nbsp;(ع ) با قدرت ظاهری&nbsp;بنی&nbsp;عباس رو در روی&nbsp;بود . خلفایی&nbsp;که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی&nbsp;خود بلندپروازیهایی&nbsp;داشتند&nbsp; امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری&nbsp;دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری&nbsp;گراییده بودند . وقتی&nbsp;از این غلامان جویای&nbsp;حال امام شدند ، می گفتند این زندانی&nbsp;روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی&nbsp;سخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی&nbsp;با همه غروری&nbsp;که داشت وقتی&nbsp;با حضرت عسکری&nbsp;ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسی&nbsp;را مانند آن حضرت ندیده ام ، وی&nbsp; زاهدترین و داناترین مردم روزگار است . پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی&nbsp; برای&nbsp;حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی&nbsp;و ممنوع از معاشرت می داشت . &quot; از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) یکی&nbsp;نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانی&nbsp;سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص ) و جریانهای&nbsp;شیعی&nbsp; بودند ، تا بدین گونه بنیه مالی&nbsp;نهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی&nbsp;اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت &quot; . &quot; نیز اصحاب امام حسن عسکری&nbsp;، متفرق بودند و امکان تمرکز برای&nbsp;آنان نبود ، کسانی&nbsp;چون ابوعلی&nbsp; احمد بن اسحاق اشعری&nbsp;در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی&nbsp; در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتی&nbsp;که دستگاه خلافت عباسی&nbsp;، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری&nbsp; واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی&nbsp; ، این همه سختی&nbsp;را تحمل می کرد ، و لحظه ای&nbsp;از حراست ( و نگهبانی&nbsp;) موضع غفلت نمی کرد &quot; . اینکه گفتیم : حضرت هادی&nbsp;(ع ) و حضرت امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) هم از سوی&nbsp; دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی&nbsp;که برای&nbsp;حل مشکلات زندگی&nbsp;مادی&nbsp;و دینی&nbsp; خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی&nbsp;(ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند ، و جهت سیاسی&nbsp;و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای&nbsp;مذهبی&nbsp;بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید . باری&nbsp;، امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولی&nbsp;در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی&nbsp;اسلامی&nbsp;، آثار مهمی&nbsp; از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی&nbsp;و جهت دادن به حرکت انقلابی&nbsp; شیعیانی&nbsp;که از راههای&nbsp;دور برای&nbsp;کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای&nbsp;گذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی&nbsp;و نشر احکام الهی&nbsp;و مناظرات کلامی&nbsp;جنبش علمی&nbsp;خاصی&nbsp; را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی&nbsp;- که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های&nbsp;دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی&nbsp;چون یعقوب بن اسحاق کندی&nbsp; ، که خود معاصر امام حسن عسکری&nbsp;بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی&nbsp; امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندی&nbsp;فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی&nbsp;ابونصر فارابی&nbsp;شاگرد مکتب وی&nbsp;بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی&nbsp;را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .\r\n\r\nشهادت امام حسن عسکری&nbsp; (ع ) \r\nشهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری&nbsp;نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی&nbsp;برای&nbsp;پدرم ( که وزیر معتمد عباسی&nbsp;بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی&nbsp; حضرت امام حسن عسکری&nbsp;- رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی&nbsp;از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی&nbsp;را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای&nbsp;پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی&nbsp;گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای&nbsp; مسیحی&nbsp;و یهودی&nbsp;در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی&nbsp;القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای&nbsp;مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای&nbsp; آن می کردند که آن زهری&nbsp; که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی&nbsp;از دار فانی&nbsp;به سرای&nbsp;باقی&nbsp;رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی&nbsp; خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی&nbsp;بود که معتصم عباسی&nbsp;و خلفای&nbsp;قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی&nbsp;که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری&nbsp;فرزندی&nbsp;پاک گهر ملقب به مهدی&nbsp;آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های&nbsp; مختلف در خانه حضرت عسکری&nbsp;(ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی&nbsp;اثری&nbsp;بیابند و او را نابود سازند . به راستی&nbsp;داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی&nbsp; (ع ) تکرار می شد . حتی&nbsp;قابله هایی&nbsp; را گماشته بودند که در این کار مهم پی&nbsp;جویی&nbsp; کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری&nbsp;خواهد کرد تا مأموریت الهی&nbsp;خود را انجام دهد . باری&nbsp;، علت شهادت آن حضرت را سمی&nbsp;می دانند که معتمد عباسی&nbsp;در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبای&nbsp;مسیحی&nbsp;و یهودی&nbsp;که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی&nbsp;که توطئه قتل امام بزرگواری&nbsp;مانند امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) در میان بود ، برای&nbsp;معالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهای&nbsp;ظاهری&nbsp;هدف دیگری&nbsp; داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری&nbsp; (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی&nbsp;صدای&nbsp;ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواری&nbsp;و تشییع جنازه آن حضرت شدند .\r\n\r\nماجرای&nbsp;جانشین بر حق امام عسکری \r\nابوالادیان می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در مرض موت ، روزی&nbsp;من را طلب فرمود و چند نامه ای&nbsp;نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی&nbsp; شد و صدای&nbsp;گریه و شیون از خانه من خواهی&nbsp;شنید ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالادیان به امام عرض می کند : ای&nbsp;سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی&nbsp; دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری&nbsp;به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری&nbsp;بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست . ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری&nbsp; بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی&nbsp;به در خانه امام رسیدم صدای&nbsp;شیون و گریه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری&nbsp; را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند . من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . اما او جوابی&nbsp;نداد و هیچ سؤالی&nbsp;نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی&nbsp;آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ایستاد ، طفلی&nbsp;گندمگون و پیچیده موی&nbsp;، گشاده دندانی&nbsp;مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای&nbsp;جعفر را کشید و گفت : ای&nbsp;عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ایستاد . سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی&nbsp; امام علی&nbsp;النقی&nbsp;علیه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس &quot; حاجزوشا &quot; از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام . در این موقع ، عده ای&nbsp; از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو که نامه هایی&nbsp;که داریم از چه جماعتی&nbsp;است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی&nbsp;از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای&nbsp;مردم قم با شما نامه هایی&nbsp; است از فلان و فلان و همیانی&nbsp;( کیسه ای&nbsp;) که در آن هزار اشرفی&nbsp;است که در آن ده اشرفی&nbsp;است با روکش طلا . شیعیانی&nbsp;که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکری&nbsp;(ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری&nbsp;نیافتند . ناچار &quot; صیقل &quot; کنیز حضرت امام عسکری&nbsp;(ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است . ولی&nbsp;هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد . درود خدای&nbsp;بزرگ بر او باد .","content_html":"<p> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong>امام عسگری (ع)<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">1.<a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Bot1\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">حضرت امام حسن عسکری  (ع )<\/a><br \/>\n2.<a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Bot2\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">صورت و سیرت امام حسن عسکری (ع ) <\/a><br \/>\n3.<a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Bot3\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">دوران امامت <\/a><br \/>\n4.<a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Bot4\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">شهادت امام حسن عسکری (ع ) <\/a><br \/>\n5.<a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Bot5\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">ماجرای جانشین بر حق امام عسکری <\/a><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Top1\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">حضرت امام حسن عسکری  (ع ) <\/a><br \/>\nامام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Top2\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">صورت و سیرت امام حسن عسکری  (ع ) <\/a><br \/>\nامام یازدهم صورتی گندمگون و بدنی در حد اعتدال داشت . ابروهای سیاه کمانی ، چشمانی  درشت و پیشانی گشاده داشت . دندانها درشت و بسیار سفید بود . خالی بر گونه راست داشت . امام حسن عسکری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش - در ایام عمر کوتاه خود - روشن کرد .<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Top3\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">دوران امامت <\/a><br \/>\nبه طور کلی دوران عمر 29ساله امام حسن عسکری (ع ) به سه دوره تقسیم می گردد : دوره اول 13سال است که زندگی آن حضرت در مدینه گذشت . دوره دوم 10سال در سامرا قبل از امامت . دوره سوم نزدیک 6 سال امامت آن حضرت می باشد . دوره امامت حضرت عسکری (ع ) با قدرت ظاهری بنی عباس رو در روی بود . خلفایی که به تقلید هارون در نشان دادن نیروی خود بلندپروازیهایی داشتند  امام حسن عسکری (ع ) از شش سال دوران اقامتش ، سه سال را در زندان گذرانید . زندانبان آن حضرت صالح بن وصیف دو غلام ستمکار را بر امام گماشته بود ، تا بتواند آن حضرت را - به وسیله آن دو غلام - آزار بیشتری دهد ، اما آن دو غلام که خود از نزدیک ناظر حال و حرکات امام بودند تحت تأثیر آن امام بزرگوار قرار گرفته به صلاح و خوش رفتاری گراییده بودند . وقتی از این غلامان جویای حال امام شدند ، می گفتند این زندانی روزها روزه دار است و شبها تا بامداد به عبادت و راز و نیاز با معبود خود سرگرم است و با کسی سخن نمی گوید . عبیدالله خاقان وزیر معتمد عباسی با همه غروری که داشت وقتی با حضرت عسکری ملاقات می کرد به احترام آن حضرت برمی خاست ، و آن حضرت را بر مسند خود می نشانید . پیوسته می گفت : در سامره کسی را مانند آن حضرت ندیده ام ، وی  زاهدترین و داناترین مردم روزگار است . پسر عبیدالله خاقان می گفت : من پیوسته احوال آن حضرت را از مردم می پرسیدم . مردم را نسبت به او متواضع می یافتم . می دیدم همه مردم به بزرگواریش معترفند و دوستدار او می باشند . با آنکه امام (ع ) جز با خواص شیعیان خود آمیزش نمی فرمود ، دستگاه خلافت عباسی  برای حفظ آرامش خلافت خود بیشتر اوقات ، آن حضرت را زندانی و ممنوع از معاشرت می داشت . \" از جمله مسائل روزگار امام حسن عسکری (ع ) یکی نیز این بود که از طرف خلافت وقت ، اموال و اوقات شیعه ، به دست کسانی سپرده می شد که دشمن آل محمد (ص ) و جریانهای شیعی  بودند ، تا بدین گونه بنیه مالی نهضت تقویت نشود . چنانکه نوشته اند که احمد بن عبیدالله بن خاقان از جانب خلفا ، والی اوقاف و صدقات بود در قم ، و او نسبت به اهل بیت رسالت ، نهایت مرتبه عداوت را داشت \" . \" نیز اصحاب امام حسن عسکری ، متفرق بودند و امکان تمرکز برای آنان نبود ، کسانی چون ابوعلی  احمد بن اسحاق اشعری در قم و ابوسهل اسماعیل نوبختی  در بغداد می زیستند ، فشار و مراقبتی که دستگاه خلافت عباسی ، پس از شهادت حضرت رضا (ع ) معمول داشت ، چنان دامن گسترده بود که جناح مقابل را با سخت ترین نوع درگیری  واداشته بود . این جناح نیز طبق ایمان به حق و دعوت به اصول عدالت کلی  ، این همه سختی را تحمل می کرد ، و لحظه ای از حراست ( و نگهبانی ) موضع غفلت نمی کرد \" . اینکه گفتیم : حضرت هادی (ع ) و حضرت امام حسن عسکری (ع ) هم از سوی  دستگاه خلافت تحت مراقبت شدید و ممنوع از ملاقات با مردم بودند و هم امامان بزرگوار ما - جز با یاران خاص و کسانی که برای حل مشکلات زندگی مادی و دینی  خود به آنها مراجعه می نمودند - کمتر معاشرت می کردند به جهت آن بود که دوران غیبت حضرت مهدی (ع ) نزدیک بود ، و مردم می بایست کم کم بدان خو گیرند ، و جهت سیاسی و حل مشکلات خود را از اصحاب خاص که پرچمداران مرزهای مذهبی بودند بخواهند ، و پیش آمدن دوران غیبت در نظر آنان عجیب نیاید . باری ، امام حسن عسکری (ع ) بیش از 29سال عمر نکرد ولی در مدت شش سال امامت و ریاست روحانی اسلامی ، آثار مهمی  از تفسیر قرآن و نشر احکام و بیان مسائل فقهی و جهت دادن به حرکت انقلابی  شیعیانی که از راههای دور برای کسب فیض به محضر امام (ع ) می رسیدند بر جای گذاشت . در زمان امام یازدهم تعلیمات عالیه قرآنی و نشر احکام الهی و مناظرات کلامی جنبش علمی خاصی  را تجدید کرد ، و فرهنگ شیعی - که تا آن زمان شناخته شده بود - در رشته های دیگر نیز مانند فلسفه و کلام باعث ظهور مردان بزرگی چون یعقوب بن اسحاق کندی  ، که خود معاصر امام حسن عسکری بود و تحت تعلیمات آن امام ، گردید . در قدرت علمی  امام (ع ) - که از سرچشمه زلال ولایت و اهل بیت عصمت مایه گرفته بود - نکته ها گفته اند . از جمله : همین یعقوب بن اسحاق کندی فیلسوف بزرگ عرب که دانشمند معروف ایرانی ابونصر فارابی شاگرد مکتب وی بوده است ، در مناظره با آن حضرت درمانده گشت و کتابی را که بر رد قرآن نوشته بود سوزانید و بعدها از دوستداران و در صف پیروان آن حضرت درآمد .<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Top4\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">شهادت امام حسن عسکری  (ع ) <\/a><br \/>\nشهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 260هجری نوشته اند . در کیفیت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبیدالله بن خاقان گوید روزی برای پدرم ( که وزیر معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - یعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خلیفه رفت و خبر را به خلیفه داد . خلیفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . یکی از ایشان نحریر خادم بود که از محرمان خاص خلیفه بود ، امر کرد ایشان را که پیوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبیبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسین نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گردیده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسیحی و یهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبید و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پیوسته نزد آن حضرت باشند . و این کارها را برای  آن می کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنیا رفته ، پیوسته ایشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربیع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن 29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خلیفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زیرا شنیده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او می کردند ... . این جستجوها و پژوهشها نتیجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طریق روایات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) می پیوست ، شنیده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد یافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدین جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری (ع ) رفت و آمد بسیار می کردند ، و جستجو می نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بیابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهیم (ع ) و حضرت موسی  (ع ) تکرار می شد . حتی قابله هایی  را گماشته بودند که در این کار مهم پی جویی  کنند . اما خداوند متعال - چنانکه در فصل بعد خواهید خواند - حجت خود را از گزند دشمنان و آسیب زمان حفظ کرد ، و همچنان نگاهداری خواهد کرد تا مأموریت الهی خود را انجام دهد . باری ، علت شهادت آن حضرت را سمی می دانند که معتمد عباسی در غذا به آن حضرت خورانید و بعد ، از کردار زشت خود پشیمان شد . بناچار اطبای مسیحی و یهودی که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند ، به ویژه در مأموریتهایی که توطئه قتل امام بزرگواری مانند امام حسن عسکری (ع ) در میان بود ، برای معالجه فرستاد . البته از این دلسوزیهای ظاهری هدف دیگری  داشت ، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقیقت ماجرا بود . بعد از آگاه شدن شیعیان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکری  (ع ) شهر سامره را غبار غم گرفت ، و از هر سوی صدای ناله و گریه برخاست . مردم آماده سوگواری و تشییع جنازه آن حضرت شدند .<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><a href=\"http:\/\/www.tebyan.net\/newindex.aspx?pid=42771&amp;BiogId=13#Top5\" target=\"_self\" rel=\"nofollow\">ماجرای جانشین بر حق امام عسکری <\/a><br \/>\nابوالادیان می گوید : من خدمت حضرت امام حسن عسکری (ع ) می کردم . نامه های آن حضرت را به شهرها می بردم . در مرض موت ، روزی من را طلب فرمود و چند نامه ای نوشت به مدائن تا آنها را برسانم . سپس امام فرمود : پس از پانزده روز باز داخل سامره خواهی  شد و صدای گریه و شیون از خانه من خواهی شنید ، و در آن موقع مشغول غسل دادن من خواهند بود . ابوالادیان به امام عرض می کند : ای سید من ، هرگاه این واقعه دردناک روی  دهد ، امامت با کیست ؟ فرمود : هر که جواب نامه من را از تو طلب کند . ابوالادیان می گوید : دوباره پرسیدم علامت دیگری به من بفرما . امام فرمود : هرکه بر من نماز گزارد . ابوالادیان می گوید : باز هم علامت دیگری بگو تا بدانم . امام می گوید : هر که بگوید که در همیان چه چیز است او امام شماست . ابوالادیان می گوید : مهابت و شکوه امام باعث شد که نتوانم چیز دیگری  بپرسم . رفتم و نامه ها را رساندم و پس از پانزده روز برگشتم . وقتی به در خانه امام رسیدم صدای شیون و گریه از خانه امام بلند بود . داخل خانه امام ، جعفر کذاب برادر امام حسن عسکری  را دیدم که نشسته ، و شیعیان به او تسلیت می دهند و به امامت او تهنیت می گویند . من از این بابت بسیار تعجب کردم پیش رفتم و تعزیت و تهنیت گفتم . اما او جوابی نداد و هیچ سؤالی نکرد . چون بدن مظهر امام را کفن کرده و آماده نماز گزاردن بود ، خادمی آمد و جعفر کذاب را دعوت کرد که بر برادر خود نماز بخواند . چون جعفر به نماز ایستاد ، طفلی گندمگون و پیچیده موی ، گشاده دندانی مانند پاره ماه بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو پس بایست که من به نماز سزاوارترم . رنگ جعفر دگرگون شد . عقب ایستاد . سپس آن طفل پیش آمد و بر پدر نماز گزارد و آن جناب را در پهلوی  امام علی النقی علیه السلام دفن کرد . سپس رو به من آورد و فرمود : جواب نامه ها را که با تو است تسلیم کن . من جواب نامه را به آن کودک دادم . پس \" حاجزوشا \" از جعفر پرسید : این کودک که بود ، جعفر گفت : به خدا قسم من او را نمی شناسم و هرگز او را ندیده ام . در این موقع ، عده ای  از شیعیان از شهر قم رسیدند ، چون از وفات امام (ع ) با خبر شدند ، مردم به جعفر اشاره کردند . چند تن از آن مردم نزد جعفر رفتند و از او پرسیدند : بگو که نامه هایی که داریم از چه جماعتی است و مالها چه مقدار است ؟ جعفر گفت : ببینید مردم از من علم غیب می خواهند ! در آن حال خادمی از جانب حضرت صاحب الامر ظاهر شد و از قول امام گفت : ای مردم قم با شما نامه هایی  است از فلان و فلان و همیانی ( کیسه ای ) که در آن هزار اشرفی است که در آن ده اشرفی است با روکش طلا . شیعیانی که از قم آمده بودند گفتند : هر کس تو را فرستاده است امام زمان است این نامه ها و همیان را به او تسلیم کن . جعفر کذاب نزد معتمد خلیفه آمد و جریان واقعه را نقل کرد . معتمد گفت : بروید و در خانه امام حسن عسکری (ع ) جستجو کنید و کودک را پیدا کنید . رفتند و از کودک اثری نیافتند . ناچار \" صیقل \" کنیز حضرت امام عسکری (ع ) را گرفتند و مدتها تحت نظر داشتند به تصور اینکه او حامله است . ولی هرچه بیشتر جستند کمتر یافتند . خداوند آن کودک مبارک قدم را حفظ کرد و تا زمان ما نیز در کنف حمایت حق است و به ظاهر از نظرها پنهان می باشد . درود خدای بزرگ بر او باد .<\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2016-12-07 10:49:46","content_date_event":"2016-12-07 10:49:46","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2016-12-07 10:51:35","content_date_register":"2016-12-07 10:51:35","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15350,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_150_89.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_300_178.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3303572038,"files":{"original":{"url":".\/file\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038.jpg","width":350,"height":208,"size":0}}}],"images":[{"id":62288,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_150_89.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_300_178.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62288_3303572038_350_208.webp"},"file_size":18589,"width":350,"height":208,"show_title":1,"title":"شهادت امام حسن عسگری (ع)تسلیت باد 2","priority":0},{"id":62290,"file_media":1,"ext":"bmp","file_header":"image\/x-ms-bmp","original":".\/file\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562.bmp","sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562_150_102.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562_300_205.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562_400_273.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562_401_274.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562_401_274.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62290_1122137562_401_274.webp"},"file_size":329950,"width":401,"height":274,"show_title":1,"title":"شهادت امام حسن عسگری (ع)تسلیت باد 2","priority":1},{"id":62289,"file_media":1,"ext":"jpg","file_header":"image\/jpeg","original":".\/file\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312.jpg","sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312_150_113.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312_200_150.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312_200_150.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312_200_150.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312_200_150.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201612\/62289_2514896312_200_150.webp"},"file_size":7815,"width":200,"height":150,"show_title":1,"title":"شهادت امام حسن عسگری (ع)تسلیت باد 2","priority":2}]}]]