[[{"content_id":453230,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"سخنان پندآموز از امام حسن علیه‏السلام","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"لا أدب لمن لا عقل له، و لا مروة لمن لا همة له، و لا حیاء لمن لا دین له، و رأس العقل معاشرة الناس بالجمیل و بالعقل تدرک الداران جمیعا، و من حرم من العقل حرمهما جمیعا [1] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(آن کس که عقل ندارد، ادب ندارد و آن کس که همت ندارد، مردانگی ندارد و آن کس که دین ندارد، حیا ندارد. رفتار خوب با مردم، اصل دانایی است و به وسیله&rlm;ی عقل، هر دو جهان با هم به دست می&rlm;آیند و هر کس که از عقل محروم باشد از هر دوی آنها محروم خواهد بود.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nحسن السؤال نصف العلم، و مداراة الناس نصف العقل و القصد فی المعیشة نصف المؤونة [2] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(نیک پرسیدن، نیمی از دانایی است و خوش رفتاری با مردم نیمی از عقل است و میانه&rlm;روی در معاش نیمی از هزینه است.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nان أشد الناس حسرة یوم القیامة رجلان: رجل نظر الی ماله فی میزان غیره سعد به و شقی هو به، و رجل نظر الی علمه فی میزان غیره سعد به و شقی هو به [3] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(افسوس خورنده&rlm;ترین مردم در روز قیامت دو نفرند: یکی آن کسی که مال خود در ترازوی دیگری ببیند که او با آن رستگار شده و خود آن شخص با داشتن آن &laquo;همه مال، اکنون در قیامت&raquo; بدبخت است. و آن کس که دانش خویش را در ترازوی دیگری بنگرد که وی بدان سعادتمند شده و خود آن شخص که در اختیار دیگران قرار داد، اکنون خودش &laquo;در قیامت&raquo; بدبخت است.) و در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nمن قل ذل، و خیر الغنی القنوع، و شر الفقر الخضوع [4] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(هر کس تنگدست شود، خوار گردد و بهترین ثروت قناعت است و زشت&rlm;ترین فقر، کرنش بی&rlm;جا است.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nالأمین آمن، و البری&rlm;ء جری&rlm;ء، و الخائن خائف، و المسی&rlm;ء مستوحش [5] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(امین در امنیت باشد و بی&rlm;گناه را هراسی از مجازات نیست. خیانتکار هراسان و گناهکار وحشت&rlm;زده!.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nأما الکرم فالتبرع بالمعروف و الاعطاء قبل السئوال، و الاطعام فی المحل و أما النجدة فالذب عن الجار فی المواطن، و الاقدام فی الکریهة، و أما المروءة، فحفظ الرجل دینه و احرازه نفسه من الدنس، و قیامه بضیفه، و أداء الحقوق و افشاء السلام [6] و لین الکلام و الکف و التحبب الی الناس [7] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(کرم آن است که به نیکی احسان کنی و پیش از درخواست نمودن دیگران از تو نسبت به آنان بخشندگی داشته باشی. و به جا و مناسب به اطعام دیگران بپردازی و اما شجاعت؛ پس دفاع از همسایه در موارد گوناگون و سینه سپر کردن در ناگواری&rlm;ها، شجاعت است و اما مردانگی؛ پس حفاظت شخص از دین خود و بر کنار داشتن خویش از پلیدی و مهمان نوازی و به جای آوردن حقوق و افشای سلام و نرم سخنی و خویشتن&rlm;داری و دوستی کردن با مردم مردانگی است.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nشر من المرزئة سوء الخلف، من أقبل مع أمر ولی مع انقضائه، راکب الحرون أسیر نفسه، و الجاهل أسیر لسانه، المراء یفسد الصداقة القدیمة و یحلل العقدة الوثیقة، و أقل ما فیه المغالبة، و المغالبة أمتن أسباب القطیعة [8] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(بدتر از مصیبت، فرزند ناخلف است. هر کس با کاری رو آید، با پایان آن پس خواهد رفت. &laquo;موج سواری و شخصیت مقطعی پیدا کردن، ارزشمند نیست&raquo; و به تعبیر دیگر هر کس به وسیله&rlm;ی چیزی روی کار آید، با پایان آن از کار بر کنار خواهد شد و چموش سوار اسیر نفس خویش است، و\r\n[8] احقاق الحق، ج 19، ص 355 و در کتاب التذکرة المحمدونیة، ص 270 ط، بیروت نیز نقل شده است.\r\nنادان گرفتار زبان خویش است.\r\nخودنمایی دوستی پایدار را متزلزل کرده و پیوند استوار را از بین می&rlm;برد و کمترین اثر آن چشم هم چشمی است و چشم هم چشمی &laquo;رقابت ناسالم با یک دیگر&raquo; محکم&rlm;ترین سبب از هم بریدن و نابود شدن است.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nالمعروف ما لم یتقدمه مطل، و لم یتعقبه من، و البخل أن یری الرجل مالا أنفقه تلفا و ما أمسکه. شرفا من عدد نعمه محق کرمه، الانجاز دواء الکرم، لا تعاجل الذنب بالعقوبة و اجعل بینهما للاعتذار طریقا، التفکر حیاة قلب البصیر، أوسع ما یکون الکریم بالمغفرة اذا ضاقت المذنب المعذرة [9] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(نیکی بخشیدن آن است که &laquo;آیا&raquo; و &laquo;اگر&raquo;، پیش از آن نباشد و منتی را به دنبال نداشه باشد و بخل، آن است که شخص آنچه را که انفاق کرده، از دست رفته ببیند و آنچه را که نگه داشته برای خویش مایه&rlm;ی شرف محسوب دارد و هر کس نعمت&rlm;های خود شمارش کند &laquo;با شمردن نعمت&rlm;های خدادادی به خود، تفاخر کند&raquo;، جود و کرمش تباه شود و خوش وعده بودن به وعده&rlm;ی وفا کردن، درمان کرم و بخشندگی است.\r\nگناه را با کیفر مداوا مکن و میان آن دو برای عذرخواهی راهی بگذار. اندیشیدن، زندگی دل بیناست. سزاوارترین جایی که بخشش را سزد آنجاست که گناهکار را معذرت خواهی درهم پیچد.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nالمعروف ما لم یتقدمه مطل، و لا یتبعه من و الاعطاء، قبل السؤال، من اکبر السودد، لا تعاجل الذنب بالعقوبة و اجعل بینهما للاعتذار طریقا، المزاح یأکل الهیبة و قد أکثر من الهیبة الصامت، المسؤول حتی یعد و مسترق حتی ینجز، الفرصة سریعة الفوت بطیئة العود، تجهل النعم ما أقامت فاذا ولت عرفت [10] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(بخشش آن است که اما و اگری پیش از آن نباشد و منت گذاری در پی آن نیاید و بخشندگی پیش از درخواست از بزرگ&rlm;ترین بزرگواری&rlm;هاست. گناه را با کیفر مداوا مکن و در میان آن دو، راهی برای عذر خواهی بگذار.\r\nشوخی هیبت را می&rlm;بلعد و انسان ساکت بر هیبت و وقار خود می&rlm;افزاید. آن کس که از او چیزی بخواهند، آزاد است تا آن زمان که وعده دهد و برده است، تا آن زمان که به وعده عمل کند. فرصت زودگذر است. و به کندی و سختی دوباره به دست می&rlm;آید. نعمت&rlm;ها تا زمانی که هستند ناشناخته&rlm;اند و هنگامی که رخت بربستند، شناخته می&rlm;شوند.)\r\nو در حدیث دیگری فرمود:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nالخیر، الذی لا ضر فیه، الشکر مع النعمة و الصبر علی النازلة [11] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(خیر آن چیزی است که زیان در آن نباشد. سپاس&rlm;گزاری در برابر نعمت است و شکیبایی بر ناگواری است.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nان ابصر الأبصار ما نقد فی الخیر مذهبه و اسمع الأسماع ما وعی التذکیر و انفع به، أسلم القلوب ما طهر من الشبهات [12] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(بیناترین دیده&rlm;ها آن است که دیدگاهش در خیر نفوذ کند و شنواترین گوشها آن است که تذکرپذیر باشد و از آن بهره&rlm;مند گردد. سالم&rlm;ترین دلها، دلی است که از شبهات پاک باشد.)\r\nو در حدیث دیگری آمده است:\r\nقال علیه&rlm;السلام:\r\nکم من مستدرج بالاحسان الیه و کم من مفتون بالثناء علیه و کم من معزول بالستر علیه [13] .\r\nامام حسن علیه&rlm;السلام فرمود:\r\n(چه بسیار احسان شدگانی که در کمین دیده&rlm;بان افتاده&rlm;اند و به خاطر احسانی که به آنها شده است، فریب خورده&rlm;اند و چه بسیار به فتنه گرفتار شده&rlm;ای که با مدح و تعریفی که از آنان شده، منحرف شده و به فتنه افتاده&rlm;اند. و چه بسیار منزوی&rlm;ها و قلم خوردگانی که فقط به خاطر انکار شدن فضیلت آنان &laquo;از ناحیه&rlm;ی دشمن و دوست&raquo; در پرده قرار گرفته و منزوی مانده&rlm;اند.)\r\n\r\nپی نوشت ها:\r\n[1] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 111، ح 6.\r\n2- کشف الغمة، ج 2، ص 146.\r\n3- مجالس السنیة، ج 2، ص 245، م 3. به نقل از کشف الغمة.\r\n4- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 722، ح 52 و ص 484، ح 3.\r\n5- موسوعة المصطفی و العترة علیه&rlm;السلام، ج 5، ص 127.\r\n[2] 1- شرح ابن&rlm;ابی&rlm;الحدید، ج 18، ص 108.\r\n2- کشف الغمة، ج 2، ص 152.\r\n3- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 489، ح 5.\r\n4- موسوعة المصطفی و العترة علیه&rlm;السلام، ج 5، ص 129.\r\n5- نثر الدرر، ج 1، ص 333، ب 4.\r\n[3] احقاق الحق، ج 19، ص 357.\r\n[4] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 113.\r\n2- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 725، ح 78.\r\n[5] احقاق الحق، ج 19، ص 357.\r\n[6] و من هنا فی المعانی الأخبار فقط.\r\n[7] 1- احقاق الحق، ج 19، ص 356 و 359.\r\n2- بحارالأنوار، ج 44، ص 90 - 89 و ج 73، ص 312، ح 3.\r\n3- تاریخ دمشق (ترجمة الامام الحسن علیه&rlm;السلام) ص 165، ح 278، و ح 276 و ح 277، و ح 280.\r\n4- تاریخ دمشق ابن&rlm;منظور، ج 7، ص 32.\r\n5- تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 226.\r\n6- تحف العقول ص 235.\r\n7- کنز العمال، ج 3، ص 788، ح 8764.\r\n8- مستدرک الوسایل، ج 12، ص 342، ح 15 \/ 14239، ب 1، کتاب الأمر بالمعروف، ط جدید.\r\n9- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 727، ح 86، و ص 83، ح 83، و ص 714، ح 18، و ص 676، ح 2 - و - ص 550، و ص 731، ح 108 و ص 131، ح 109.\r\n10- معانی الأخبار، ص 257، ح 2.\r\n11- معانی الأخبار صدوق، ص 257، ح 3.\r\n12- نثر الدرر، ج 1، ص 333، ب 4.\r\n13- نزهة الناظر، ص 79، ح 32.\r\n14- وسایل الشیعة، ج 11، ص 425، ح 7 \/ 15190 و ح 6 \/ 15189.\r\n[9] 1- احقاق الحق، ج 11، ص 230 به قنل از نهایة الأرب، ج 3، ص 232 ط قاهرة.\r\n2- بحارالأنوار، ج 71، ص 417، ح 38 به نقل از الدرة الباهرة - و - ج 75 ص 115، ح 11 به نقل از الدرة الباهرة و ص 113، ذیل ح 7.\r\n3- کشف الغمة ج 2، ص 140.\r\n4- مستدرک الوسایل، ج 7، ص 238، ح 5 \/ 8130.\r\n5- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 721، ح 49، و ص 559 ح 16، و ص 724، ح 71 و ح 70 و ح 67.\r\n6- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 731، ح 106 و ح 107 (به نقل از نهایة الأرب) و ص 718 ح 37، (به نقل از اعلام الدین، ص 297 جدید) و ص 722، ح 51 و ح 50.\r\n7- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 126، و ص 129.\r\n8- نثر الدرر، ج 1، ص 333 ب 4.\r\n9- نزهة الناظر، ص 78، ح 3، و ص 71 به نقل از الدرة الباهرة، ص 22 و عدد العقوبة، ص 5، خطی.\r\n[10] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 115، و ص 113.\r\n2- مجالس السنیة، ج 2، ص 246.\r\n3- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 725، ح 72 و ح 73 و ح 76 و ص 724، ح 66 و ص 731، ح 105 به نقل از نهایة الأرب، ج 3، ص 254.\r\n4- موسوعة المصطفی، ج 5، ص 128 و ص 126 و ص 129.\r\n5- نزهة الناظر، ج 1، ص 71، و ج 2، ص 72، ح 9 و 10 و ص 76 ح 26.\r\n[11] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 106، ح 7.\r\n2- تحف العقول، ص 234.\r\n3- مجالس السنیة، ج 2، ص 245.\r\n4- مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 713، ح 10.\r\n5- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 126.\r\n[12] 1- تحف العقول ص 235.\r\n2 - مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 714، ح 19.\r\n[13] مسند الامام المجتبی علیه&rlm;السلام، ص 730، ح 103 به نقل از التدوین، ج 2، ص 457.\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"rtl\">لا أدب لمن لا عقل له، و لا مروة لمن لا همة له، و لا حیاء لمن لا دین له، و رأس العقل معاشرة الناس بالجمیل و بالعقل تدرک الداران جمیعا، و من حرم من العقل حرمهما جمیعا [1] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(آن کس که عقل ندارد، ادب ندارد و آن کس که همت ندارد، مردانگی ندارد و آن کس که دین ندارد، حیا ندارد. رفتار خوب با مردم، اصل دانایی است و به وسیله‏ی عقل، هر دو جهان با هم به دست می‏آیند و هر کس که از عقل محروم باشد از هر دوی آنها محروم خواهد بود.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nحسن السؤال نصف العلم، و مداراة الناس نصف العقل و القصد فی المعیشة نصف المؤونة [2] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(نیک پرسیدن، نیمی از دانایی است و خوش رفتاری با مردم نیمی از عقل است و میانه‏روی در معاش نیمی از هزینه است.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nان أشد الناس حسرة یوم القیامة رجلان: رجل نظر الی ماله فی میزان غیره سعد به و شقی هو به، و رجل نظر الی علمه فی میزان غیره سعد به و شقی هو به [3] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(افسوس خورنده‏ترین مردم در روز قیامت دو نفرند: یکی آن کسی که مال خود در ترازوی دیگری ببیند که او با آن رستگار شده و خود آن شخص با داشتن آن «همه مال، اکنون در قیامت» بدبخت است. و آن کس که دانش خویش را در ترازوی دیگری بنگرد که وی بدان سعادتمند شده و خود آن شخص که در اختیار دیگران قرار داد، اکنون خودش «در قیامت» بدبخت است.) و در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nمن قل ذل، و خیر الغنی القنوع، و شر الفقر الخضوع [4] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(هر کس تنگدست شود، خوار گردد و بهترین ثروت قناعت است و زشت‏ترین فقر، کرنش بی‏جا است.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nالأمین آمن، و البری‏ء جری‏ء، و الخائن خائف، و المسی‏ء مستوحش [5] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(امین در امنیت باشد و بی‏گناه را هراسی از مجازات نیست. خیانتکار هراسان و گناهکار وحشت‏زده!.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nأما الکرم فالتبرع بالمعروف و الاعطاء قبل السئوال، و الاطعام فی المحل و أما النجدة فالذب عن الجار فی المواطن، و الاقدام فی الکریهة، و أما المروءة، فحفظ الرجل دینه و احرازه نفسه من الدنس، و قیامه بضیفه، و أداء الحقوق و افشاء السلام [6] و لین الکلام و الکف و التحبب الی الناس [7] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(کرم آن است که به نیکی احسان کنی و پیش از درخواست نمودن دیگران از تو نسبت به آنان بخشندگی داشته باشی. و به جا و مناسب به اطعام دیگران بپردازی و اما شجاعت؛ پس دفاع از همسایه در موارد گوناگون و سینه سپر کردن در ناگواری‏ها، شجاعت است و اما مردانگی؛ پس حفاظت شخص از دین خود و بر کنار داشتن خویش از پلیدی و مهمان نوازی و به جای آوردن حقوق و افشای سلام و نرم سخنی و خویشتن‏داری و دوستی کردن با مردم مردانگی است.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nشر من المرزئة سوء الخلف، من أقبل مع أمر ولی مع انقضائه، راکب الحرون أسیر نفسه، و الجاهل أسیر لسانه، المراء یفسد الصداقة القدیمة و یحلل العقدة الوثیقة، و أقل ما فیه المغالبة، و المغالبة أمتن أسباب القطیعة [8] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(بدتر از مصیبت، فرزند ناخلف است. هر کس با کاری رو آید، با پایان آن پس خواهد رفت. «موج سواری و شخصیت مقطعی پیدا کردن، ارزشمند نیست» و به تعبیر دیگر هر کس به وسیله‏ی چیزی روی کار آید، با پایان آن از کار بر کنار خواهد شد و چموش سوار اسیر نفس خویش است، و<br \/>\n[8] احقاق الحق، ج 19، ص 355 و در کتاب التذکرة المحمدونیة، ص 270 ط، بیروت نیز نقل شده است.<br \/>\nنادان گرفتار زبان خویش است.<br \/>\nخودنمایی دوستی پایدار را متزلزل کرده و پیوند استوار را از بین می‏برد و کمترین اثر آن چشم هم چشمی است و چشم هم چشمی «رقابت ناسالم با یک دیگر» محکم‏ترین سبب از هم بریدن و نابود شدن است.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nالمعروف ما لم یتقدمه مطل، و لم یتعقبه من، و البخل أن یری الرجل مالا أنفقه تلفا و ما أمسکه. شرفا من عدد نعمه محق کرمه، الانجاز دواء الکرم، لا تعاجل الذنب بالعقوبة و اجعل بینهما للاعتذار طریقا، التفکر حیاة قلب البصیر، أوسع ما یکون الکریم بالمغفرة اذا ضاقت المذنب المعذرة [9] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(نیکی بخشیدن آن است که «آیا» و «اگر»، پیش از آن نباشد و منتی را به دنبال نداشه باشد و بخل، آن است که شخص آنچه را که انفاق کرده، از دست رفته ببیند و آنچه را که نگه داشته برای خویش مایه‏ی شرف محسوب دارد و هر کس نعمت‏های خود شمارش کند «با شمردن نعمت‏های خدادادی به خود، تفاخر کند»، جود و کرمش تباه شود و خوش وعده بودن به وعده‏ی وفا کردن، درمان کرم و بخشندگی است.<br \/>\nگناه را با کیفر مداوا مکن و میان آن دو برای عذرخواهی راهی بگذار. اندیشیدن، زندگی دل بیناست. سزاوارترین جایی که بخشش را سزد آنجاست که گناهکار را معذرت خواهی درهم پیچد.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nالمعروف ما لم یتقدمه مطل، و لا یتبعه من و الاعطاء، قبل السؤال، من اکبر السودد، لا تعاجل الذنب بالعقوبة و اجعل بینهما للاعتذار طریقا، المزاح یأکل الهیبة و قد أکثر من الهیبة الصامت، المسؤول حتی یعد و مسترق حتی ینجز، الفرصة سریعة الفوت بطیئة العود، تجهل النعم ما أقامت فاذا ولت عرفت [10] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(بخشش آن است که اما و اگری پیش از آن نباشد و منت گذاری در پی آن نیاید و بخشندگی پیش از درخواست از بزرگ‏ترین بزرگواری‏هاست. گناه را با کیفر مداوا مکن و در میان آن دو، راهی برای عذر خواهی بگذار.<br \/>\nشوخی هیبت را می‏بلعد و انسان ساکت بر هیبت و وقار خود می‏افزاید. آن کس که از او چیزی بخواهند، آزاد است تا آن زمان که وعده دهد و برده است، تا آن زمان که به وعده عمل کند. فرصت زودگذر است. و به کندی و سختی دوباره به دست می‏آید. نعمت‏ها تا زمانی که هستند ناشناخته‏اند و هنگامی که رخت بربستند، شناخته می‏شوند.)<br \/>\nو در حدیث دیگری فرمود:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nالخیر، الذی لا ضر فیه، الشکر مع النعمة و الصبر علی النازلة [11] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(خیر آن چیزی است که زیان در آن نباشد. سپاس‏گزاری در برابر نعمت است و شکیبایی بر ناگواری است.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nان ابصر الأبصار ما نقد فی الخیر مذهبه و اسمع الأسماع ما وعی التذکیر و انفع به، أسلم القلوب ما طهر من الشبهات [12] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(بیناترین دیده‏ها آن است که دیدگاهش در خیر نفوذ کند و شنواترین گوشها آن است که تذکرپذیر باشد و از آن بهره‏مند گردد. سالم‏ترین دلها، دلی است که از شبهات پاک باشد.)<br \/>\nو در حدیث دیگری آمده است:<br \/>\nقال علیه‏السلام:<br \/>\nکم من مستدرج بالاحسان الیه و کم من مفتون بالثناء علیه و کم من معزول بالستر علیه [13] .<br \/>\nامام حسن علیه‏السلام فرمود:<br \/>\n(چه بسیار احسان شدگانی که در کمین دیده‏بان افتاده‏اند و به خاطر احسانی که به آنها شده است، فریب خورده‏اند و چه بسیار به فتنه گرفتار شده‏ای که با مدح و تعریفی که از آنان شده، منحرف شده و به فتنه افتاده‏اند. و چه بسیار منزوی‏ها و قلم خوردگانی که فقط به خاطر انکار شدن فضیلت آنان «از ناحیه‏ی دشمن و دوست» در پرده قرار گرفته و منزوی مانده‏اند.)<br \/><br \/>\nپی نوشت ها:<br \/>\n[1] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 111، ح 6.<br \/>\n2- کشف الغمة، ج 2، ص 146.<br \/>\n3- مجالس السنیة، ج 2، ص 245، م 3. به نقل از کشف الغمة.<br \/>\n4- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 722، ح 52 و ص 484، ح 3.<br \/>\n5- موسوعة المصطفی و العترة علیه‏السلام، ج 5، ص 127.<br \/>\n[2] 1- شرح ابن‏ابی‏الحدید، ج 18، ص 108.<br \/>\n2- کشف الغمة، ج 2، ص 152.<br \/>\n3- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 489، ح 5.<br \/>\n4- موسوعة المصطفی و العترة علیه‏السلام، ج 5، ص 129.<br \/>\n5- نثر الدرر، ج 1، ص 333، ب 4.<br \/>\n[3] احقاق الحق، ج 19، ص 357.<br \/>\n[4] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 113.<br \/>\n2- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 725، ح 78.<br \/>\n[5] احقاق الحق، ج 19، ص 357.<br \/>\n[6] و من هنا فی المعانی الأخبار فقط.<br \/>\n[7] 1- احقاق الحق، ج 19، ص 356 و 359.<br \/>\n2- بحارالأنوار، ج 44، ص 90 - 89 و ج 73، ص 312، ح 3.<br \/>\n3- تاریخ دمشق (ترجمة الامام الحسن علیه‏السلام) ص 165، ح 278، و ح 276 و ح 277، و ح 280.<br \/>\n4- تاریخ دمشق ابن‏منظور، ج 7، ص 32.<br \/>\n5- تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 226.<br \/>\n6- تحف العقول ص 235.<br \/>\n7- کنز العمال، ج 3، ص 788، ح 8764.<br \/>\n8- مستدرک الوسایل، ج 12، ص 342، ح 15 \/ 14239، ب 1، کتاب الأمر بالمعروف، ط جدید.<br \/>\n9- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 727، ح 86، و ص 83، ح 83، و ص 714، ح 18، و ص 676، ح 2 - و - ص 550، و ص 731، ح 108 و ص 131، ح 109.<br \/>\n10- معانی الأخبار، ص 257، ح 2.<br \/>\n11- معانی الأخبار صدوق، ص 257، ح 3.<br \/>\n12- نثر الدرر، ج 1، ص 333، ب 4.<br \/>\n13- نزهة الناظر، ص 79، ح 32.<br \/>\n14- وسایل الشیعة، ج 11، ص 425، ح 7 \/ 15190 و ح 6 \/ 15189.<br \/>\n[9] 1- احقاق الحق، ج 11، ص 230 به قنل از نهایة الأرب، ج 3، ص 232 ط قاهرة.<br \/>\n2- بحارالأنوار، ج 71، ص 417، ح 38 به نقل از الدرة الباهرة - و - ج 75 ص 115، ح 11 به نقل از الدرة الباهرة و ص 113، ذیل ح 7.<br \/>\n3- کشف الغمة ج 2، ص 140.<br \/>\n4- مستدرک الوسایل، ج 7، ص 238، ح 5 \/ 8130.<br \/>\n5- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 721، ح 49، و ص 559 ح 16، و ص 724، ح 71 و ح 70 و ح 67.<br \/>\n6- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 731، ح 106 و ح 107 (به نقل از نهایة الأرب) و ص 718 ح 37، (به نقل از اعلام الدین، ص 297 جدید) و ص 722، ح 51 و ح 50.<br \/>\n7- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 126، و ص 129.<br \/>\n8- نثر الدرر، ج 1، ص 333 ب 4.<br \/>\n9- نزهة الناظر، ص 78، ح 3، و ص 71 به نقل از الدرة الباهرة، ص 22 و عدد العقوبة، ص 5، خطی.<br \/>\n[10] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 115، و ص 113.<br \/>\n2- مجالس السنیة، ج 2، ص 246.<br \/>\n3- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 725، ح 72 و ح 73 و ح 76 و ص 724، ح 66 و ص 731، ح 105 به نقل از نهایة الأرب، ج 3، ص 254.<br \/>\n4- موسوعة المصطفی، ج 5، ص 128 و ص 126 و ص 129.<br \/>\n5- نزهة الناظر، ج 1، ص 71، و ج 2، ص 72، ح 9 و 10 و ص 76 ح 26.<br \/>\n[11] 1- بحارالأنوار، ج 75، ص 106، ح 7.<br \/>\n2- تحف العقول، ص 234.<br \/>\n3- مجالس السنیة، ج 2، ص 245.<br \/>\n4- مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 713، ح 10.<br \/>\n5- موسوعة المصطفی و العترة، ج 5، ص 126.<br \/>\n[12] 1- تحف العقول ص 235.<br \/>\n2 - مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 714، ح 19.<br \/>\n[13] مسند الامام المجتبی علیه‏السلام، ص 730، ح 103 به نقل از التدوین، ج 2، ص 457.<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-02-13 11:20:21","content_date_event":"2017-02-13 11:20:21","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-02-13 11:21:54","content_date_register":"2017-02-13 11:21:54","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","300":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","400":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","600":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","900":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png","1200":"file\/184\/attach\/197001\/attach.png"}}]}]]