[[{"content_id":461395,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"سالروز شهادت جاوید الاثر حجه الاسلام مصطفی ردانی پور گرامی باد : ... عمامه‌ی من کفن من است ...","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"زندگی نامه\r\n\r\nدر سال ۱۳۳۷ ه ش&nbsp; در یکی از خانه&zwnj;های قدیمی منطقه&zwnj;ی مستضعف&zwnj;نشین (پشت مسجد امام) درشهر&laquo; اصفهان&raquo; متولد شد. پدرش از راه کارگری و مادرش از طریق قالی&zwnj;بافی مخارج زندگی خود را تأمین و آبرومندانه زندگی می&zwnj;کردند و از عشق و محبت سرشاری نسبت به ائمه&zwnj;ی اطهار (ع) و حضرت زهرا (ع) برخوردار بودند، تا آنجا که با همان درآمد ناچیز جلسات روضه&zwnj;خوانی ماهانه در منزلشان برگزار می&zwnj;شد.\r\n\r\nسخت&zwnj;کوشی و تلاش، با زندگی مصطفی عجین شده بود، به طوری که در شش سالگی (قبل از آنکه به مدرسه راه یابد) به مغازه&zwnj;ی کفاشی می&zwnj;رفت و در ایام تحصیل نیز نیمی از روز را به کار مشغول بود. او که از بیت صالحی برخاسته بود و به لحاظ مذهبی، خانواده&zwnj;ای مقید ومتدین داشت، تحصیل در هنرستان را به دلیل جو طاغوتی و فاسد آن زمان تحمل نکرد و از محیط آن کناره گرفت و با مشورت یکی از علما به تحصیل علوم دینی پرداخت . شهید ردانی&zwnj;پور سال اول طلبگی را در حوزه&zwnj;ی علمیه&zwnj;ی اصفهان سپری کرد. پس از آن برای ادامه&zwnj;ی تحصیل و بهره&zwnj;مندی از محضر فضلا و بزرگان راهی شهر قم شد و در مدرسه&zwnj;ی حقانی به درس خود ادامه داد. مدرسه&zwnj;ی حقانی در آن زمان بنا به فرموده&zwnj;ی شهید بهشتی (ره) پذیرای طلابی بود که از جهت اخلاقی، ایمانی و تلاش علمی نمونه بودند. او نیز که از تدین، اخلاق حسنه، بینش و همت والایی برخوردار بود، به عنوان محصل در این حوزه پذیرفته شد. با سخت&zwnj;کوشی و تحمل مشقت&zwnj;ها آشنایی دیرینه&zwnj;ای داشت، حتی در ایام تعطیل از کار و کوشش غافل نبود. ایشان حدود شش سال مشغول کسب علوم دینی بود. با نضج گرفتن انقلاب اسلامی با تمام وجود در جهت ارشاد و هدایت مردم وارد عمل شد و با استفاده از فرصت&zwnj;ها برای تبلیغ به مناطق محروم کهکیلویه و بویراحمد و یاسوج سفر کرد و در سازماندهی و هدایت حرکت خروشان مردم مسلمان آن خطه، تلاش فراوانی را از خود نشان داد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپس از انقلاب\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nپس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه، شهید&laquo; ردانی&zwnj;پور&raquo; با عضویت در شورای فرماندهی سپاه یاسوج، فعالیت&zwnj;های همه جانبه&zwnj;ی خود را آغاز کرد. او با بهره&zwnj;گیری از ارتباط با حوزه&zwnj;ی علمیه&zwnj;ی قم در جهت ارایه&zwnj;ی خدمات فرهنگی به آن منطقه&zwnj;ی محروم، حداکثر تلاش خود را به کار بست و در مدت مسؤولیت یک ساله&zwnj;اش در سمت فرماندهی سپاه یاسوج، به سهم خود، اقدامات مؤثری را به انجام رساند. درگیری با خوانین منطقه و مبارزه با افرادی که به کشت تریاک مبادرت می&zwnj;ورزیدند از جمله کارهای اساسی بود که نقش تعیین کننده&zwnj;ای در سرنوشت آینده&zwnj;ی این مردم مستضعف به جا گذاشت.\r\nاین شهید بزرگوار که با درک شرایط حساس انقلاب اسلامی، دو سال از حوزه و درس جدا شده بود، با واگذاری مسؤولیت به یکی از برادران، به دامان حوزه&zwnj;ی علمیه بازگشت تا بر بنیه&zwnj;ی علمی خود بیفزاید.\r\nهنوز چند ماهی از بازگشت او به قم نگذشته بود که حرکت&zwnj;هی ضد&zwnj;انقلاب در کردستان و بعضی از مناطق کشور شروع شد. او که از آگاهی و شناخت بالایی برخوردار بود و نمی&zwnj;توانست زمزمه&zwnj;های شوم تجزیه&zwnj;طلبی مزدوران استکبار جهانی و جنایات آنان را در به شهادت رساندن و سر بریدن جهادگران مظلوم و پاسداران قهرمان تحمل نماید ـ با وجود اینکه در دروس حوزوی به پیشرفت&zwnj;های چشمگیری نایل آمده بود ـ به منظور مقابله با جریانات منحرف و آگاهی&zwnj;بخشی به مردم و بازگرداندن امنیت و ثبات کردستان، به سوی این خطه شتافت. یک سال تمام به همراه نیروهای جان بر کف و رزمنده برای سرکوبی اشرار و نابودی ضدانقلاب و برملا کردن چهره&zwnj;ی کثیف آنان تلاش و فعالیت کرد.\r\nدر جلسه&zwnj;ای که به اتفاق نماینده&zwnj;ی حضرت امام (ره) و امام جمعه&zwnj;ی اصفهان، خدمت حضرت امام (ره) مشرف شده بودند، ایشان از معظم&zwnj;له در مورد رفتن به کردستان کسب تکلیف کردند. حضرت امام (ره) به شهید&zwnj; ردانی&zwnj;پور امر فرمودند: &laquo;شما باید به کردستان بروید و کار کنید.&raquo;\r\nدر آنجا، هم به کار تبلیغ و ترویج احکام اسلام مشغول بود و هم به عنوان مجاهد فی سبیل الله در جنگ با ضد&zwnj;انقلاب شرکت می&zwnj;کرد. علاوه بر این، در بالا بردن روحیه&zwnj;ی رزمندگان اسلام در آن شرایط حساس و بحرانی نقش به سزایی داشت و در شرایطی که رزمندگان اسلام تمایل بیشتری به حضور در جبهه&zwnj;های جنوب را داشتند، این شهید بزرگوار سهم زیادی در نگهداشتن برادران رزمنده در منطقه کردستان داشت و در ترویج اسلام زحمات طاقت&zwnj;فرسایی را متحمل گردید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدوران دفاع مقدس\r\n&nbsp;\r\n\r\nبا شروع جنگ تحمیلی، به همراه عده&zwnj;ای از همرزمان خود از&laquo; کردستان&raquo; وارد جنوب شد و با نیروهای اعزامی از اصفهان (سپاه منطقه&zwnj;ی ۲) که در نزدیکی آبادان &laquo;جبهه&zwnj;ی دارخوین&raquo; مستقر بودند، شروع به فعالیت کرد. از مهمترین علل شش ماه مقاومت مستمر نیروها در این خط، وجود این روحانی عزیز و دلسوز بود که به آنها روحیه می&zwnj;داد، سخنرانی می&zwnj;کرد و یا مراسم دعا برگزار می&zwnj;نمود.\r\nایشان با تجربه&zwnj;ای که از کار در جبهه&zwnj;های کردستان داشت، سلاح بر دوش، به تبلیغ و تقویت روحی رزمندگان می&zwnj;پرداخت و با برگزاری جلسات دعا و مجالس وعظ و ارشاد، نقش مؤثری در افزایش سطح آگاهی و رشد معنوی رزمندگان ایفا می&zwnj;نمود و در واقع وی را می&zwnj;توان یکی از منادیان به حق و توجه به حالات معنوی در جبهه&zwnj;ها نامید.\r\nبه دلیل اخلاص و تعهدی که داشت به تدریج مسؤولیت های خطیری را به عهده گرفت و در اولین عملیات بزرگی که توسط سپاه اسلام انجام شد (عملیات فرمانده&zwnj; کل قوا)، نقش به سزایی داشت. در عملیات شکست محاصره&zwnj;ی آبادان و طریق&zwnj;القدس ـ که مناطق وسیعی از سرزمین اسلامی از چنگال غاصبان رهایی یافت ـ با سمت فرماندهی گردان فعالانه انجام وظیفه کرد و در هر دو عملیات یاد شده مجروح شد. اما پس از مداوای اولیه، بلافاصله در حالی که هنوز بهبودی کامل نیافته بود به جبهه بازگشت.\r\nخاطره&zwnj;ی جانفشانی او در کنار برادر همرزمش، فرمانده&zwnj;ی دلاور جبهه&zwnj;های نبرد، شهید حسن باقری در &laquo;چزابه&raquo; در اذهان رزمندگان اسلام فراموش نشدنی است و لحظه لحظه&zwnj;ی ایثار و فداکاری او زبانزد خاص و عام است.\r\nسردار رشید اسلام شهید ردانی&zwnj;پور همواره در عملیات&zwnj;ها حضوری فعال داشت. صحنه&zwnj;های فداکارانه نبرد &laquo;عین&zwnj;خوش&raquo; یاد&zwnj;آور دلاوری&zwnj;های این سرباز گمنام اسلام و همرزمانش در عملیات فتح&zwnj;المبین است، که در کنار شهید خرازی ـ فرمانده&zwnj;ی تیپ امام حسین (ع) ـ رزمندگان اسلام را هدایت و فرماندهی می&zwnj;کردند.&nbsp;\r\nدر همین عملیات برادر کوچکترش به درجه&zwnj;ی رفیع شهادت نایل آمد و خود او نیز بشدت مجروح و در اثر همین جراحت نیز یک دستش معلول شد. او در همان حالی که دستش مجروح و در گچ بود برای شرکت در عملیات بیت&zwnj;المقدس به جبهه شتافت. پس از آن در عملیات رمضان، فرماندهی قرارگاه فتح سپاه را به عهده داشت، که چند یگان رزمی سپاه را اداره می&zwnj;کرد، به طوری که شگفتی فرماندهان نظامی ـ اعم از ارتش و سپاهی ـ را از اینکه یک روحانی فرماندهی سه لشکر را عهده&zwnj;دار است و با لباس روحانی وارد جلسات نظامی می&zwnj;شود و به طرح و توجیه نقشه&zwnj;ها می&zwnj;پردازد را برمی&zwnj;انگیخت.\r\nاو در عملیات محرم، والفجر ۱ و والفجر ۲ شرکت داشت و تا لحظه&zwnj;ی شهادت هرگز جبهه را ترک نکرد و فرمان امام عظیم&zwnj;الشأن (ره) را در هر حال بر هر چیزی مقدم می&zwnj;دانست.\r\nایشان در کمتر از ۳ سال سطوح فرماندهی رزمی را تا سطح قرارگاه طی کرد، که این مهم، ناشی از همت، تلاش، پشتکار و اخلاص در عمل این شهید عزیز بود.\r\nاو که تا این مدت همسری اختیار نکرده بود، در اجرای سنت پیامبر گرامی اسلام (ص) پیمان زندگی مشترک خود را با همسر یکی از شهدای بزرگوار، پس از تشرف به محضر امام امت (ره) منعقد کرد و سه روز پس از ازدواج، به جبهه بازگشت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nویژگی ها و فضایل اخلاقی\r\n&nbsp;\r\n\r\nمسلح به سلاح تقوی بود و در توصیه ی دیگران به تقوی و خصایل والای اسلامی تلاش زیادی داشت. خصوصاً به کسانی که مسؤولیت داشتند همواره یاد&zwnj;آوری می&zwnj;کرد که: &laquo;کسانی که با خون شهدا و ایثار و استقامت و تلاش سربازان گمنام، عنوانی پیدا کرده&zwnj;اند، مواظب خود باشند، اخلاق اسلامی را رعایت کنند و بدانند که هر که بامش بیش برفش بیشتر.&raquo; او معتقد بود که باید در راه خدا نسبت به برادران رفتاری محبت&zwnj;آمیز داشت و همان&zwnj;گونه که از خدا انتظار بخشش می&zwnj;رود، گذشت از دیگران نیز باید در سرلوحه&zwnj;ی برنامه&zwnj;ها قرار گیرد.\r\nایشان با یاد امام زمان (عج) انس و الفتی خاص داشت، در مناجات&zwnj;ها و دعاها سوز و گدازش به خوبی مشهود بود، لذا همواره سفارش می&zwnj;کرد: &laquo;آقا امام زمان (عج) را فراموش نکنید و دست از دامن امام و روحانیت نکشید.&raquo;\r\nاز خصوصیات بارز آن شهید در طول خدمتش، توجه به دعا و مناجات با خدا بود و کمتر وقتی پیش می&zwnj;آمد که از تعقیبات و نوافل نمازها غفلت کند.\r\nاو به قدری به دعا و زیارات اهمیت می&zwnj;داد که حتی در وصیت&zwnj;نامه&zwnj;اش نیز سفارش می&zwnj;کند که به هنگام دفنم زیارت عاشورا و روضه&zwnj;ی حضرت زهرا (س) را بخوانید.\r\nچشم به مقام و موقعیت و مال و منال دنیا ندوخت و برای احیای آیین پاک خداوندی و یاری و دستگیری مظلومان، سختی&zwnj;ها را به جان خرید و در این راه از جان عزیزش گذشت.\r\nشهید ردانی&zwnj;پور همواره نزدیکان خود را در بعد تربیتی افراد خانواده مورد سفارش قرار می&zwnj;داد و در وصیت&zwnj;نامه&zwnj;ی خود برای تربیت فرزندانش تأکید کرده است: &laquo;همواره آنها را علی&zwnj;گونه و زهرا&zwnj;گونه تربیت نمایید تا سعادت دنیا و آخرت را به همراه داشته باشند.&raquo;\r\nاو همیشه اعمال خود را ناچیز می&zwnj;شمرد و بر این مطلب تأکید داشت که می&zwnj;خواهد رفتنش به جبهه&zwnj;ها و گام برداشتن در این مسیر، صرفاً برای خدا باشد. به لطف و کرم عمیم خداوند امیدوار بود و همیشه دعا می&zwnj;کرد تا مجاهده&zwnj;اش کفاره گناهانش شود.\r\n\r\nشهادت\r\n&nbsp;\r\n\r\nدو هفته پس از ازدواج، صدق و تلاش این روحانی عارف و فرمانده&zwnj;ی شجاع در عملیات والفجر ۲ به نقطه&zwnj;ی اوج رسید و عاشقانه ردای شهادت پوشید و به وصال محبوب نایل شد. بدین&zwnj;سان در تاریخ ۱۵\/۵\/۶۲ بر پرونده&zwnj;ی افتخار&zwnj;آفرین دنیوی یکی دیگر از سربازان سلحشور سپاه امام زمان (عج)، با شکوهی هر چه تمام&zwnj;تر، مهر تأیید نهاده شد و جسم پاکش در منطقه&zwnj;ی حاج عمران مظلومانه بر زمین ماند و روح باعظمتش به معراج پرکشید؛ گرچه تا این تاریخ نیز ایشان در زمره&zwnj;ی شهدای مفقود&zwnj;الجسد است. وی که بارها در جبهه&zwnj;های نبرد مجروح گردیده بود و اغلب تا سرحد شهادت نیز پیش رفته بود، در حقیقت شهید زنده&zwnj;ای بود که همواره به دنبال شهادت، عاشقانه تلاش می&zwnj;کرد.\r\n\r\nاین جمله از اولین وصیت&zwnj;نامه&zwnj;اش برای شاگردان و رهروانش به یادگار ماند: &laquo;عمامه&zwnj;ی من کفن من است.&raquo;\r\n\r\n\r\n\r\nمنبع : shohada-esf.ir","content_html":"<p align=\"center\" dir=\"ltr\"><strong><span dir=\"rtl\">زندگی نامه<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">در سال ۱۳۳۷ ه ش  در یکی از خانه‌های قدیمی منطقه‌ی مستضعف‌نشین (پشت مسجد امام) درشهر« اصفهان» متولد شد. پدرش از راه کارگری و مادرش از طریق قالی‌بافی مخارج زندگی خود را تأمین و آبرومندانه زندگی می‌کردند و از عشق و محبت سرشاری نسبت به ائمه‌ی اطهار (ع) و حضرت زهرا (ع) برخوردار بودند، تا آنجا که با همان درآمد ناچیز جلسات روضه‌خوانی ماهانه در منزلشان برگزار می‌شد<\/span>.<\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">سخت‌کوشی و تلاش، با زندگی مصطفی عجین شده بود، به طوری که در شش سالگی (قبل از آنکه به مدرسه راه یابد) به مغازه‌ی کفاشی می‌رفت و در ایام تحصیل نیز نیمی از روز را به کار مشغول بود. او که از بیت صالحی برخاسته بود و به لحاظ مذهبی، خانواده‌ای مقید ومتدین داشت، تحصیل در هنرستان را به دلیل جو طاغوتی و فاسد آن زمان تحمل نکرد و از محیط آن کناره گرفت و با مشورت یکی از علما به تحصیل علوم دینی پرداخت . شهید ردانی‌پور سال اول طلبگی را در حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان سپری کرد. پس از آن برای ادامه‌ی تحصیل و بهره‌مندی از محضر فضلا و بزرگان راهی شهر قم شد و در مدرسه‌ی حقانی به درس خود ادامه داد. مدرسه‌ی حقانی در آن زمان بنا به فرموده‌ی شهید بهشتی (ره) پذیرای طلابی بود که از جهت اخلاقی، ایمانی و تلاش علمی نمونه بودند. او نیز که از تدین، اخلاق حسنه، بینش و همت والایی برخوردار بود، به عنوان محصل در این حوزه پذیرفته شد. با سخت‌کوشی و تحمل مشقت‌ها آشنایی دیرینه‌ای داشت، حتی در ایام تعطیل از کار و کوشش غافل نبود. ایشان حدود شش سال مشغول کسب علوم دینی بود. با نضج گرفتن انقلاب اسلامی با تمام وجود در جهت ارشاد و هدایت مردم وارد عمل شد و با استفاده از فرصت‌ها برای تبلیغ به مناطق محروم کهکیلویه و بویراحمد و یاسوج سفر کرد و در سازماندهی و هدایت حرکت خروشان مردم مسلمان آن خطه، تلاش فراوانی را از خود نشان داد<\/span>.<\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"> <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><strong><span dir=\"rtl\">پس از انقلاب<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"> <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه، شهید« ردانی‌پور» با عضویت در شورای فرماندهی سپاه یاسوج، فعالیت‌های همه جانبه‌ی خود را آغاز کرد. او با بهره‌گیری از ارتباط با حوزه‌ی علمیه‌ی قم در جهت ارایه‌ی خدمات فرهنگی به آن منطقه‌ی محروم، حداکثر تلاش خود را به کار بست و در مدت مسؤولیت یک ساله‌اش در سمت فرماندهی سپاه یاسوج، به سهم خود، اقدامات مؤثری را به انجام رساند. درگیری با خوانین منطقه و مبارزه با افرادی که به کشت تریاک مبادرت می‌ورزیدند از جمله کارهای اساسی بود که نقش تعیین کننده‌ای در سرنوشت آینده‌ی این مردم مستضعف به جا گذاشت<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">این شهید بزرگوار که با درک شرایط حساس انقلاب اسلامی، دو سال از حوزه و درس جدا شده بود، با واگذاری مسؤولیت به یکی از برادران، به دامان حوزه‌ی علمیه بازگشت تا بر بنیه‌ی علمی خود بیفزاید<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">هنوز چند ماهی از بازگشت او به قم نگذشته بود که حرکت‌هی ضد‌انقلاب در کردستان و بعضی از مناطق کشور شروع شد. او که از آگاهی و شناخت بالایی برخوردار بود و نمی‌توانست زمزمه‌های شوم تجزیه‌طلبی مزدوران استکبار جهانی و جنایات آنان را در به شهادت رساندن و سر بریدن جهادگران مظلوم و پاسداران قهرمان تحمل نماید ـ با وجود اینکه در دروس حوزوی به پیشرفت‌های چشمگیری نایل آمده بود ـ به منظور مقابله با جریانات منحرف و آگاهی‌بخشی به مردم و بازگرداندن امنیت و ثبات کردستان، به سوی این خطه شتافت. یک سال تمام به همراه نیروهای جان بر کف و رزمنده برای سرکوبی اشرار و نابودی ضدانقلاب و برملا کردن چهره‌ی کثیف آنان تلاش و فعالیت کرد<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">در جلسه‌ای که به اتفاق نماینده‌ی حضرت امام (ره) و امام جمعه‌ی اصفهان، خدمت حضرت امام (ره) مشرف شده بودند، ایشان از معظم‌له در مورد رفتن به کردستان کسب تکلیف کردند. حضرت امام (ره) به شهید‌ ردانی‌پور امر فرمودند: «شما باید به کردستان بروید و کار کنید<\/span>.»<br \/><span dir=\"rtl\">در آنجا، هم به کار تبلیغ و ترویج احکام اسلام مشغول بود و هم به عنوان مجاهد فی سبیل الله در جنگ با ضد‌انقلاب شرکت می‌کرد. علاوه بر این، در بالا بردن روحیه‌ی رزمندگان اسلام در آن شرایط حساس و بحرانی نقش به سزایی داشت و در شرایطی که رزمندگان اسلام تمایل بیشتری به حضور در جبهه‌های جنوب را داشتند، این شهید بزرگوار سهم زیادی در نگهداشتن برادران رزمنده در منطقه کردستان داشت و در ترویج اسلام زحمات طاقت‌فرسایی را متحمل گردید<\/span>.<\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"> <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><strong><span dir=\"rtl\">دوران دفاع مقدس<\/span><\/strong><br \/>\n <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">با شروع جنگ تحمیلی، به همراه عده‌ای از همرزمان خود از« کردستان» وارد جنوب شد و با نیروهای اعزامی از اصفهان (سپاه منطقه‌ی ۲) که در نزدیکی آبادان «جبهه‌ی دارخوین» مستقر بودند، شروع به فعالیت کرد. از مهمترین علل شش ماه مقاومت مستمر نیروها در این خط، وجود این روحانی عزیز و دلسوز بود که به آنها روحیه می‌داد، سخنرانی می‌کرد و یا مراسم دعا برگزار می‌نمود<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">ایشان با تجربه‌ای که از کار در جبهه‌های کردستان داشت، سلاح بر دوش، به تبلیغ و تقویت روحی رزمندگان می‌پرداخت و با برگزاری جلسات دعا و مجالس وعظ و ارشاد، نقش مؤثری در افزایش سطح آگاهی و رشد معنوی رزمندگان ایفا می‌نمود و در واقع وی را می‌توان یکی از منادیان به حق و توجه به حالات معنوی در جبهه‌ها نامید<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">به دلیل اخلاص و تعهدی که داشت به تدریج مسؤولیت های خطیری را به عهده گرفت و در اولین عملیات بزرگی که توسط سپاه اسلام انجام شد (عملیات فرمانده‌ کل قوا)، نقش به سزایی داشت. در عملیات شکست محاصره‌ی آبادان و طریق‌القدس ـ که مناطق وسیعی از سرزمین اسلامی از چنگال غاصبان رهایی یافت ـ با سمت فرماندهی گردان فعالانه انجام وظیفه کرد و در هر دو عملیات یاد شده مجروح شد. اما پس از مداوای اولیه، بلافاصله در حالی که هنوز بهبودی کامل نیافته بود به جبهه بازگشت<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">خاطره‌ی جانفشانی او در کنار برادر همرزمش، فرمانده‌ی دلاور جبهه‌های نبرد، شهید حسن باقری در «چزابه» در اذهان رزمندگان اسلام فراموش نشدنی است و لحظه لحظه‌ی ایثار و فداکاری او زبانزد خاص و عام است<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">سردار رشید اسلام شهید ردانی‌پور همواره در عملیات‌ها حضوری فعال داشت. صحنه‌های فداکارانه نبرد «عین‌خوش» یاد‌آور دلاوری‌های این سرباز گمنام اسلام و همرزمانش در عملیات فتح‌المبین است، که در کنار شهید خرازی ـ فرمانده‌ی تیپ امام حسین (ع) ـ رزمندگان اسلام را هدایت و فرماندهی می‌کردند<\/span>. <br \/><span dir=\"rtl\">در همین عملیات برادر کوچکترش به درجه‌ی رفیع شهادت نایل آمد و خود او نیز بشدت مجروح و در اثر همین جراحت نیز یک دستش معلول شد. او در همان حالی که دستش مجروح و در گچ بود برای شرکت در عملیات بیت‌المقدس به جبهه شتافت. پس از آن در عملیات رمضان، فرماندهی قرارگاه فتح سپاه را به عهده داشت، که چند یگان رزمی سپاه را اداره می‌کرد، به طوری که شگفتی فرماندهان نظامی ـ اعم از ارتش و سپاهی ـ را از اینکه یک روحانی فرماندهی سه لشکر را عهده‌دار است و با لباس روحانی وارد جلسات نظامی می‌شود و به طرح و توجیه نقشه‌ها می‌پردازد را برمی‌انگیخت<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">او در عملیات محرم، والفجر ۱ و والفجر ۲ شرکت داشت و تا لحظه‌ی شهادت هرگز جبهه را ترک نکرد و فرمان امام عظیم‌الشأن (ره) را در هر حال بر هر چیزی مقدم می‌دانست<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">ایشان در کمتر از ۳ سال سطوح فرماندهی رزمی را تا سطح قرارگاه طی کرد، که این مهم، ناشی از همت، تلاش، پشتکار و اخلاص در عمل این شهید عزیز بود<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">او که تا این مدت همسری اختیار نکرده بود، در اجرای سنت پیامبر گرامی اسلام (ص) پیمان زندگی مشترک خود را با همسر یکی از شهدای بزرگوار، پس از تشرف به محضر امام امت (ره) منعقد کرد و سه روز پس از ازدواج، به جبهه بازگشت<\/span>.<\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"> <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><strong><span dir=\"rtl\">ویژگی ها و فضایل اخلاقی<\/span><\/strong><br \/>\n <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">مسلح به سلاح تقوی بود و در توصیه ی دیگران به تقوی و خصایل والای اسلامی تلاش زیادی داشت. خصوصاً به کسانی که مسؤولیت داشتند همواره یاد‌آوری می‌کرد که: «کسانی که با خون شهدا و ایثار و استقامت و تلاش سربازان گمنام، عنوانی پیدا کرده‌اند، مواظب خود باشند، اخلاق اسلامی را رعایت کنند و بدانند که هر که بامش بیش برفش بیشتر.» او معتقد بود که باید در راه خدا نسبت به برادران رفتاری محبت‌آمیز داشت و همان‌گونه که از خدا انتظار بخشش می‌رود، گذشت از دیگران نیز باید در سرلوحه‌ی برنامه‌ها قرار گیرد<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">ایشان با یاد امام زمان (عج) انس و الفتی خاص داشت، در مناجات‌ها و دعاها سوز و گدازش به خوبی مشهود بود، لذا همواره سفارش می‌کرد: «آقا امام زمان (عج) را فراموش نکنید و دست از دامن امام و روحانیت نکشید<\/span>.»<br \/><span dir=\"rtl\">از خصوصیات بارز آن شهید در طول خدمتش، توجه به دعا و مناجات با خدا بود و کمتر وقتی پیش می‌آمد که از تعقیبات و نوافل نمازها غفلت کند<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">او به قدری به دعا و زیارات اهمیت می‌داد که حتی در وصیت‌نامه‌اش نیز سفارش می‌کند که به هنگام دفنم زیارت عاشورا و روضه‌ی حضرت زهرا (س) را بخوانید<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">چشم به مقام و موقعیت و مال و منال دنیا ندوخت و برای احیای آیین پاک خداوندی و یاری و دستگیری مظلومان، سختی‌ها را به جان خرید و در این راه از جان عزیزش گذشت<\/span>.<br \/><span dir=\"rtl\">شهید ردانی‌پور همواره نزدیکان خود را در بعد تربیتی افراد خانواده مورد سفارش قرار می‌داد و در وصیت‌نامه‌ی خود برای تربیت فرزندانش تأکید کرده است: «همواره آنها را علی‌گونه و زهرا‌گونه تربیت نمایید تا سعادت دنیا و آخرت را به همراه داشته باشند<\/span>.»<br \/><span dir=\"rtl\">او همیشه اعمال خود را ناچیز می‌شمرد و بر این مطلب تأکید داشت که می‌خواهد رفتنش به جبهه‌ها و گام برداشتن در این مسیر، صرفاً برای خدا باشد. به لطف و کرم عمیم خداوند امیدوار بود و همیشه دعا می‌کرد تا مجاهده‌اش کفاره گناهانش شود<\/span>.<\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><strong><span dir=\"rtl\">شهادت<\/span><\/strong><br \/>\n <\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">دو هفته پس از ازدواج، صدق و تلاش این روحانی عارف و فرمانده‌ی شجاع در عملیات والفجر ۲ به نقطه‌ی اوج رسید و عاشقانه ردای شهادت پوشید و به وصال محبوب نایل شد. بدین‌سان در تاریخ ۱۵\/۵\/۶۲ بر پرونده‌ی افتخار‌آفرین دنیوی یکی دیگر از سربازان سلحشور سپاه امام زمان (عج)، با شکوهی هر چه تمام‌تر، مهر تأیید نهاده شد و جسم پاکش در منطقه‌ی حاج عمران مظلومانه بر زمین ماند و روح باعظمتش به معراج پرکشید؛ گرچه تا این تاریخ نیز ایشان در زمره‌ی شهدای مفقود‌الجسد است. وی که بارها در جبهه‌های نبرد مجروح گردیده بود و اغلب تا سرحد شهادت نیز پیش رفته بود، در حقیقت شهید زنده‌ای بود که همواره به دنبال شهادت، عاشقانه تلاش می‌کرد<\/span>.<\/p>\n\n<p align=\"right\" dir=\"ltr\"><span dir=\"rtl\">این جمله از اولین وصیت‌نامه‌اش برای شاگردان و رهروانش به یادگار ماند: «عمامه‌ی من کفن من است<\/span>.»<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><br \/><br \/>\nمنبع<span dir=\"ltr\"> : shohada-esf.ir<\/span><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2017-08-06 10:28:05","content_date_event":"2017-08-06 10:28:05","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2017-08-06 10:35:02","content_date_register":"2017-08-06 10:35:02","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15645,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876_106_150.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876_212_300.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876_283_400.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876_424_600.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876_636_900.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876_849_1200.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3270979876,"files":{"original":{"url":".\/file\/184\/attach\/201708\/88599_3270979876.jpg","width":1654,"height":2339,"size":0}}}]}]]