[[{"content_id":476077,"content_number":0,"portal_id":184,"lang_id":"fa","content_title":"زندگی نامه شهید مصطفی امینی","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"گوشه&zwnj;ای از زندگی نامه شهید مصطفی امینی یکی از شهدای هشت سال دفاع مقدس را در اینجا بخوانید.\r\n\r\n\r\n\r\nبه گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت&nbsp;گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛حماسه دفاع مقدس روز به روز بالنده&zwnj;تر شد و جوانان ما چونان کوهی استوار در برابر تهاجم دشمن ایستادند. مقدس&zwnj;ترین و با ارزش&zwnj;ترین استقامت، دفاع از عقیده است و بدون شک دوران هشت ساله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از افتخارات بزرگ و بی&zwnj;نظیر ایران اسلامی است.\r\nشهادت زندگانی جاودانه یافتن است؛ اوج و عروج تعالی است. شهادت تکامل ایمان و نهایت خلوص قلب&zwnj;هاست. شهادت مردن تحمیلی نیست، انتخاب آزادانه و آگاهانه است؛ خلوت عاشق و معشوق است.\r\nشما می&zwnj;توانید در ادامه شرح کوتاه زندگی&nbsp;شهید مصطفی امینی&nbsp;یکی از شهدای دوران دفاع مقدس را بخوانید :\r\nشهید مصطفی امینی&nbsp;سال 1327 در یک خانواده کشاورز در روستای قطور از حوالی شهرستان خوی ه دنیا آمد.تا سوم ابتدایی درس خواند و سپس بعلت فقر مالی نتوانست به تحصیل ادامه دهد و در سن 15 سالگی خانواده را ترک و سوی شهر به دنبال کار رفت و با اینکار زندگی خانواده اش را تامین میکرد و با هر مشکلی دست و پنجه نرم کرده و تنها نان آور خانه بود .\r\nپس از خدمت سربازی دوباره فشار زندگی بر دوشش سنگینی کرده و برای فراهم آوردن امرار معاش خانواده از این شهر به ان شهر رفت تا کاری به دست اورد . بالاخره پس از تلاش و کوشش فراوان توانست در راه اهن قطور استخدام و کاری برای خودش بدست اورد .\r\nچندین بار مورد هجوم ضدانقلابیون واقع شد و مورد غضب اشرار منطقه گردید و حتی از طرف اشرار نامه های به این مضمون که باید ماشین راه اهن را بیاوری و در اختیار ما قرار داده و خود نیز با ما همکاری بنمایی ولی چون او به انقلاب و اسلام معتقد بود علاوه از اینکه ماشین را نداد بلکه انها را پرخاش کرده و گفت &laquo; با این تهدیدهای پوچ مرا می ترسانند حاضرم تا اخرین قطره خون با شما نبرد کنم&raquo; و بالاخره به آرزویش رسید و خونش را به پای درختی ریخت که ثمره آن ولایت فقیه است و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نشد و در تاریخ 1359\/4\/1 شربت گوارای شهادت را نوشید .&nbsp;","content_html":"<h1><strong>گوشه‌ای از زندگی نامه شهید مصطفی امینی یکی از شهدای هشت سال دفاع مقدس را در اینجا بخوانید.<\/strong><\/h1>\n\n<p><img align=\"left\" src=\"https:\/\/cdn.yjc.ir\/files\/fa\/news\/1397\/2\/25\/8013116_251.jpg\" alt=\"8013116_251.jpg\" \/><\/p>\n\n<p>به گزارش خبرنگار<a href=\"http:\/\/www.yjc.ir\/fa\/art\/52\" target=\"_blank\" rel=\"nofollow\">حوزه قرآن و عترت<\/a> <a href=\"http:\/\/www.yjc.ir\/fa\/art\" target=\"_blank\" rel=\"nofollow\">گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛<\/a>حماسه دفاع مقدس روز به روز بالنده‌تر شد و جوانان ما چونان کوهی استوار در برابر تهاجم دشمن ایستادند. مقدس‌ترین و با ارزش‌ترین استقامت، دفاع از عقیده است و بدون شک دوران هشت ساله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از افتخارات بزرگ و بی‌نظیر ایران اسلامی است.<br \/>\nشهادت زندگانی جاودانه یافتن است؛ اوج و عروج تعالی است. شهادت تکامل ایمان و نهایت خلوص قلب‌هاست. شهادت مردن تحمیلی نیست، انتخاب آزادانه و آگاهانه است؛ خلوت عاشق و معشوق است.<br \/>\nشما می‌توانید در ادامه شرح کوتاه زندگی <strong>شهید مصطفی امینی<\/strong> یکی از شهدای دوران دفاع مقدس را بخوانید :<br \/><strong>شهید مصطفی امینی<\/strong> سال 1327 در یک خانواده کشاورز در روستای قطور از حوالی شهرستان خوی ه دنیا آمد.تا سوم ابتدایی درس خواند و سپس بعلت فقر مالی نتوانست به تحصیل ادامه دهد و در سن 15 سالگی خانواده را ترک و سوی شهر به دنبال کار رفت و با اینکار زندگی خانواده اش را تامین میکرد و با هر مشکلی دست و پنجه نرم کرده و تنها نان آور خانه بود .<br \/>\nپس از خدمت سربازی دوباره فشار زندگی بر دوشش سنگینی کرده و برای فراهم آوردن امرار معاش خانواده از این شهر به ان شهر رفت تا کاری به دست اورد . بالاخره پس از تلاش و کوشش فراوان توانست در راه اهن قطور استخدام و کاری برای خودش بدست اورد .<br \/>\nچندین بار مورد هجوم ضدانقلابیون واقع شد و مورد غضب اشرار منطقه گردید و حتی از طرف اشرار نامه های به این مضمون که باید ماشین راه اهن را بیاوری و در اختیار ما قرار داده و خود نیز با ما همکاری بنمایی ولی چون او به انقلاب و اسلام معتقد بود علاوه از اینکه ماشین را نداد بلکه انها را پرخاش کرده و گفت « با این تهدیدهای پوچ مرا می ترسانند حاضرم تا اخرین قطره خون با شما نبرد کنم» و بالاخره به آرزویش رسید و خونش را به پای درختی ریخت که ثمره آن ولایت فقیه است و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نشد و در تاریخ 1359\/4\/1 شربت گوارای شهادت را نوشید . <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2018-05-15 10:33:02","content_date_event":"2018-05-15 10:33:02","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2018-05-15 10:34:46","content_date_register":"2018-05-15 10:34:46","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":15356,"eid":0,"attach_title":null,"attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836_150_101.webp","300":".\/cache\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836_300_202.webp","400":".\/cache\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836_364_245.webp","600":".\/cache\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836_364_245.webp","900":".\/cache\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836_364_245.webp","1200":".\/cache\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836_364_245.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1660328836,"files":{"original":{"url":".\/file\/184\/attach\/201805\/120367_1660328836.jpg","width":364,"height":245,"size":0}}}]}]]